Skip to main content
فهرست مقالات

بازنمایی تقابل سازمایه های فرهنگی در رمان

نویسنده:

(3 صفحه - از 52 تا 54)

خلاصه ماشینی:

"پدر مایل نیست پسرش مذهبی غیراز مذهب دهکده انتخاب کند و برای او مهم است که شائول مقام‌ اجتماعی بالایی کسب کند،به همین دلیل امیدوار است شائول‌ با ادامهء تحصیل در رشتهء حقوق، وکیلی مشهور شود. او اکنون مانند شائول فکر می‌کند:بهتر این است که به‌ جای همزیستی،حق حاکمیت آنها بر مکان سکونتشان به رسمیت‌ شناخته شود. آنچه بیش‌از هرچیز دیگر در این سفر توجه‌ او را جلب می‌کند،شنیدن حرفهای آن زوج دربارهء مردهای قبیله‌ است:«دهان آنها،رشتهء پیوند جامعه‌ای بود که مبارزه برای بقا ناگزیرش کرده بود تجزیه،و در هرسو پراکنده شود. شائول همچنین کار مبلغان مذهبی را ابلهانه‌ می‌داند،زیرا آنها خدای انتزاعی مسیحی را تبلیغ می‌کنند که در زندگی روزمره به هیچ‌کاری نمی‌آید و تنها روزهای یکشنبه به‌ یادش می‌افتد؛درحالی‌که نزد آن قبایل،«خدا عبارت است از هوا،آب،غذا.. پیشرفته‌ترین‌ تراز روانکاوی مدرن-مثلا نزدلاکان-نیز با توجه به‌ پیچیدگی و چندلایگی روان انسانی،بشدت با یکدست کردن‌ ذهنیت انسانها و اعتقاد آنها به چیزی واحد،مخالف است و آسیب‌شناختی مشخصی در این مقوله عرضه می‌کند که مورد بحث ما نیست. او درواقع با شائول زندگی‌ می‌کند،زیرا درپی سخنان و علایق او،هرجا که می‌رود تمام‌ آثار نویسندگانی را که متعلق به قبیلهء ماچیگا است،مطالعه‌ می‌کند و از این طریق به عقاید و آداب و رسوم آنها پی‌می‌برد. تصور شائول به‌عنوان«مردی که حرف می‌زند»برای او مبهم و غیرقابل درک است،زیرا فکر می‌کند:«حرف زدن مانند مردی که حرف می‌زند عبارت است از رسیدن به حد احساس‌ کنه این فرهنگ و زندگی با آن،یعنی نفوذ در اعماق آن،رسیدن‌ به مغز استخوان تاریخ و اسطورهء،هضم ممنوعیتها و واکنشها و میلها و هراسهای آبا و اجدادی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.