Skip to main content
فهرست مقالات

از امیر ارسلان تا یک مشت خاک

مصاحبه کننده:

کلید واژه های ماشینی : یک‌مشت خاک، نوشتن، مشت خاک، مجموعه داستان، کارگرها، عرصه ادبیات شدید، یوسف و زلیخا، کار طنز، ذهنم، می‌آید شبها

خلاصه ماشینی:

"از سال 1348 برای کار به تهران آمد و ضمن کار، تحصیلاتش را به صورت شبانه‌ ادامه داد. اما اولین داستانم سال 1364 چاپ شد. آثار تالیفی‌تان؟ شصت داستان کوتاه چاپ شده در نشریات مختلف و دوازده‌ تک داستان به صورت مشترک در مجموعه داستانها دارم. دو مجموعه داستان هم از سال 1376 در حوزه‌ هنری در نوبت چاپ دارم. مجموعه داستان«لبخند تلخ»نیز در سال 1381 چاپ شده است. از مسائلی که برای خودتان یا در اطرافتان‌ اتفاق می‌افتد،چقدر در نوشتن استفاده می‌کنید؟ بسیاری از نوشته‌هایم،انعکاس همان وقایعی است که‌ در محیط کار،محل زندگی و... درباره مسائل برون مرزی چطور؟تابه‌حال‌ درباره‌شان نوشته‌اید؟ بله،داستان«چشم دیگر»که از من چاپ شده است، متاثر از انتفاضه مردم فلسطین است. درواقع این نوشتن است که گریبان مرا می‌گیرد. آن هم در شرایطی که می‌بینیم افراد پرمدعا و مرتبط با برخی محافل داخل و خارج،اثرشان به عنوان برگزیده‌ سال انتخاب می‌شوند و گاه به چاپ چهارم وپنجم هم می‌رسد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.