Skip to main content
فهرست مقالات

ساختار بی نقص یک نسبیت گرا

نویسنده:

(4 صفحه - از 29 تا 32)

کلید واژه های ماشینی : فیلم، اعلا، اکبر، داستان، دیه، اعدام، قصاص، قانون، دختر، اصغر فرهادی

خلاصه ماشینی:

"اگر او را شخصیت اصلی داستان فیلم بینگاریم این سؤال اساسی‌ دراماتیک پیش خواهد آمد که کشمکش برای حل این گره تا چه میزان اعلا را با خود درگیر می‌کند؟آیا این مسئله نسبت‌ واقعی‌ای با زندگی اعلا دارد؟آیا آینده و سرنوشت او در گرو حل این معماست،یا اینکه حل این گره تنها از روی این انگیزه‌ دنبال می‌شود که دوستی میان اکبر و اعلا با اعدام نشدن او همچنان باقی بماند؟ نویسنده فیلمنامه،برای آنکه اعلا را مستقیما وارد این‌ ماجرا کند با پیش کشیدن یک رابطه عاشقانه،میان فیروزه‌ و اعلا،مخاطب را مجاب می‌کند که اعلا-که اکنون نه‌تنها به داعیه دوستی و رفاقت،که به داعیه عشقی که به فیروزه دارد دنبال حل مشکل اکبر است-در گره‌گشایی ماجرا ذی‌نفع است. سؤال فیلم که روند حوادث برای‌ رسیدن به آن طرح‌ریزی شده است درست در همین نقطه شکل‌ می‌گیرد:آیا می‌توان به خون‌خواهی قتلی که بیش‌از آن‌که‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) انتقامجویانه باشد عاشقانه بوده و به یک خودکشی دوطرفه‌ عشقی شباهت داشته،نواجوان شانزده ساله‌ای را به مرگ‌ محکوم کرد؟آیا این همان حق است؟ اما آنچه در برابر این حق قرار می‌گیرد و مخاطب را به‌عنوان قاضی نشسته بر صندلی سینما در دادن حکم اعدام‌ مردد می‌کند،تلاشهای فیروزه برای جلب رضایت از ابو القاسم‌ است. درباره حکمی که برای اکبر صادر شده است ابو القاسم از نمازگزاران مسجد محل سکونت خود می‌خواهد تا با امضای‌ استشهادی به او این امکان را بدهند تا بدون پرداخت مابه‌ التفات دیه،قاتل را قصاص کند،اما کسی این کار را انجام‌ نمی‌دهد بلک همگی او را دعوت به بخشش یا قبول دیه از طرف خانواده قاتل می‌کنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.