Skip to main content
فهرست مقالات

پول و شیطان، دو عامل تباهی انسان (بررسی دو داستان از لئون تولستوی)

نویسنده:

(5 صفحه - از 44 تا 48)

کلید واژه های ماشینی : پول، داستان، زن، استپان، زندان، یوگنی، داستان از لئون تولستوی، استپانیدا، میتیا، پول و شیطان

خلاصه ماشینی: "یوگنی بعد از مدتی برای‌ هوس‌بازیهایش به شهر می‌رود و با زنان دیگر هم رابطه پیدا می‌کند. همزمان عاشق چند نفر است، و زمانی که ازدواجش با یکی از آنان محتمل است با آشنایی با یوگنی،او را پس می‌زند و با یوگنی ازدواج می‌کند. دایی یوگنی ضمن نصیحت کردن او پیشنهاد می‌کند با لیزا به‌ کریمه بروند تا زمان زایمان برسد و بعد مدتی هم در آنجا بمانند تا بچه بزرگ بشود. هر مشغله‌ای برای خود دست‌وپا می‌کند نمی‌تواند از فکر کردن به استپانیدا و رفتن به‌ دنبال او پرهیز کند. به عبارت دیگر در یک محل و یا محلهای گوناگون‌ اتفاق می‌افتد،و نویسنده گاه‌به‌گاه توجه خاصی به یکی از آنها معطوف می‌دارد تا سرانجام این حوادث ظاهرا جدای از همدیگر،در یک نقطه به هم می‌رسد و داستان وارد مرحله‌ پایانی می‌شود. لیزا خواهر کوچک‌تر است،که املاک جداگانه‌ای دارد و فهمیده است که ماخین برای دست یافتن به پولهایش است که‌ خود را عاشق او جلوه می‌دهد؛و تصمیم می‌گیرد اموالش را بین‌ فقرا تقسیم بکند. روزی که استپان را به‌عنوان کارگر کنار میتیا در کار بررسی معادن همراه می‌سازند،میتیا می‌گوید که قاتل هفت‌ نفر بوده است. (به تصویر صفحه مراجعه شود) او می‌گوید که حال به مذهب رو آورده و جز حق،محمل‌ و فکری ندارد میتیا در طول روز زیاد از او می‌شنود،و بعد از بازگشت تصمیم می‌گیرد که به پیش پدرش برگردد و از او تقاضای عفو بکند،قسمتی از اموالش را بین مردم تقسیم بکند، خانواده تشکیل بدهد و در راه برادری انسانها گام بردارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.