Skip to main content
فهرست مقالات

ساختار و محتوای دو حکایت از مرزبان نامه

نویسنده:

(4 صفحه - از 65 تا 68)

خلاصه ماشینی:

"ملک‌زاده در ادامه سخن خود حکایت هنبوی با ضحاک‌ را درباره ارزش و اهمیت پیوند خویشی آورده و کلام خود را به صلاح برادر می‌شمارد؛آن‌گاه دستور به ملک‌زاده با خدعه‌ و چرب‌زبانی خطاب می‌کند و می‌گوید:دوام و حراست ملک‌ به بسیار خون ریختن است زیرا مزاج اهل روزگار فاسد شده‌ و سودای استقلال‌خواهی و کوشش برای دستیابی به شاهی‌ رونق یافته است و کنایه‌وار تلاش ملک‌زاده را دستیابی به‌ حکومت از طریق نشان دادن فضل خود می‌نماید. (شاه حاکم‌ بر جان و مال رعیت بوده است) سراسر داستان به سود بهرام ترتیب داده شده اما در یک‌ جای مولف نسبت به سرنوشت دهقان و دخترش که از ماجرای‌ کم و زیاد شدن شیر گوسفندان بی‌خبر بوده‌اند چنین داوری‌ کرده است:«و از آن بی‌خبر که تقدیر منبع و مغار شیر در خانه‌ او دارد و فردا به کدام شیربها شکر لب او را به شبستان شاه‌ خواهند برد. نتایج داستان:نویسنده از این داستان نخست از زبان گرگ چنین نتیجه می‌گیرد:«هیچ‌گاه نباید امهال جاهلانه و اهمال‌ کاهلانه»11او به درستی نتیجه می‌گیرد که: «نای و چنگی که گر بکان دارند موش را خود به رقص نگذارند» پس چرا من فریب خوردم؟ نتایج دیگر داستان با توجه به تفاوت دو نوع شاهی: بررسی خطاب دستور با ملک‌زاده‌12 (به تصویر صفحه مراجعه شود) (به تصویر صفحه مراجعه شود) دستور پس از شنیدن این حکایات از سخنان ملک‌زاده‌ متعجب شده و به خشم آمده،می‌پندارد ملک‌زاده برای شرمسار کردن وی حکایاتی مناسب گرد آورده است؛ازاین‌روی به‌ تقسیم دشمنان آشکار و پنهان شاه می‌پردازد و به تعریض شاه‌ را برحذر می‌دارد که ممکن است شیوه برادر و مصلحت‌خواهی‌ وی از خدعه باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.