Skip to main content
فهرست مقالات

مارهای زیر درخت سنجد

نویسنده:

(8 صفحه - از 56 تا 63)

کلید واژه های ماشینی : درختهای سنجد، مار، مارهای زیر درخت سنجد، نزدیک درختهای سنجد، مادرم، یمین الدوله سلطان محمود غزنوی، درختهای سنجد گل، گل سنجد، معبد، سلطان

خلاصه ماشینی: "داستان (به تصویر صفحه مراجعه شود) مادرم می‌گفت:«نزدیک درختهای سنجد نروی که مار دارد!»او تقریبا هر روز این گفته‌اش را تکرار می‌کرد. مادرم می‌گفت:«این مارهای سیاه زیر درخت سنجد، جادوگرانی بودند که یک‌بار فراموش کردند به سلطان محمود غزنوی سلام بکنند. »مادرم می گفت:«این مارها جادوگرانی‌ بودند که به دستور یمین الدوله سلطان محمود غزنوی در این‌جا زندانی شده‌اند. گفته‌های مادرم در ذهنم طنین می‌انداختند:«نزدیک درختهای‌ سنجد نروی که مار دارند!» و اما،یک روز که درختهای سنجد گل کرده بودند،به‌ دنبال پروانه‌یی دویدم که هر بالش صدگونه رنگ داشت. عصایش را پهلویش گذاشت و بر درخت سنجدی تکیه داد شاخه‌های درخت را از نظر گذرانید و گفت:«پس به تو هم از این مارهای خطرناک چیزی گفته‌اند؟» گفتم:«مادرم قصه کرده است. » مادرم می‌گفت:«مارهای زیر درخت سنجد جادوگرانی‌ بودند که به فرمان یمین الدوله سلطان محمود غزنوی این‌جا زندانی شده‌اند و تا روز قیامت همین‌جا خواهند بود. چارزانو روی زمین نشست و گفت:«پس‌ به تو هم از این مارهای خطرناک چیزی گفته‌اند؟» گفتم:«مادرم قصه کرده است. مادرم می‌گفت:«نزدیک درختهای سنجد نروی که مار دارد»!مادرم می‌گفت:«مارهای زیر درختان سنجد (به تصویر صفحه مراجعه شود) جادوگرانی بودند که یمین الدوله سلطان محمود غزنوی آنها را از هندوستان به این‌جا آورده و زندانی کرده است. مادرم می‌گفت:«نزدیک‌ درختهای سنجد نروی که مار دارد»!مادرم می‌گفت:این مارها را یمین الدوله سلطان محمود غزنوی در دهکدهء ما زندانی کرده‌ است که تا روز قیامت همین‌جا باشند. من آرام‌آرام گفتم:«سالهای پیش که من مثل تو پسر خردسالی بودم،مادرم می‌گفت:نزدیک درختهای سنجد نروی‌ که مار دارد!» درحالی‌که من صحبت می‌کردم،آن پسرک خردسال آهسته‌ آهسته بزرگ می‌شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.