Skip to main content
فهرست مقالات

موج و مهتاب

نویسنده:

(1 صفحه - از 53 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : زن، نخلستان، مرد، سربازان، جاده، موج و مهتاب، فریاد، باد، گوشه، جیغ

خلاصه ماشینی:

"مرد دستی به زخم کهنه گوشه پیشانی‌اش کشید. *بازم سرت درده؟ مرد سر تکان داد و چیزی نگفت. و خس‌خس نامحسوس خار و خاشاک‌ را با خود می‌آورد ماه در برکه مضاعف بود باد در نخلستان‌ می‌چرخید و چرق‌چرق شاخه‌های خشک بیشتر می‌شد. مرد زخمی بود و زن خسته،جاده از میان نخلستان می‌گذشت. مرد در را باز کرد اسلحه را برداشت و زن را بیرون کشید. مرد دست زن را گرفت و کشید. مرد پشت به درخت روی زمین نشست. زن خود را به سمت مرد کشاند که چشم فرو بسته بود و قطرات عرق از شقیقه‌هایش می‌جوشید. شاخ و برگ درختان زیر پوتین‌ سربازان و خس‌خس خار و خاشاک هر لحظه‌ بیشتر می‌شد. مرد اسلحه را بر پیشانی زن گذاشت و حالا پس از گذشت این همه سال هر شب باد در جمجمه‌ای سوراخ شده می‌پیچد و نوایی‌ غریب روستاییان را لبریز از ترس می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.