Skip to main content
فهرست مقالات

عطر و عطش

نویسنده:

(2 صفحه - از 62 تا 63)

کلید واژه های ماشینی : عطر و عطش، اردوگاه، تپه‌های رملی، چادرها، صدای ریختن آب قمقمه‌ها، پیش‌از ظهر، آب، دل حمید گوش، گوشی بی‌سیم دست، حمید با آهو

خلاصه ماشینی:

"فرصت سبز نصر الله احمدی‌ عطر و عطش (به تصویر صفحه مراجعه شود) هنوز تک ستاره‌هایی تو عمق آسمان بود که رسیده بودیم پشت‌ تپه‌های رملی. حمید که‌ پاک برشته شده بود. صبح حمید گفت:"بریم که پیش از ظهر اردوگاه باشیم. فقط یک‌بار پرسید که آش خوردیم و حمید گفت می‌رویم‌ تا چند روز دیگر تسویه حساب کنیم او به آرامی سر تکان داد و آهسته‌ گفت:"خوبه!" وقتی حرکت کردیم چشمکی زدم به حمید که می‌خواهم بروم تو نخش ولی در راه دیدم نه،این از آنها نیست و به دل ای دل حمید گوش داد که می‌خواند. جایی که وقتی ماه از یال تپهء روبه‌رو بالا می‌آمد و نورش می‌افتاد روی چادرهامان به گفته حمید عجب رویایی بود. به گمانم‌ چرتی زدم که بیدارم کردند حمید گفت:دیر شده. این حمید با آن حمیدی که یک محله را می‌گذاشت روی سر،فرق کرده بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.