Skip to main content
فهرست مقالات

چشمهای سبز مرتضی

نویسنده:

(2 صفحه - از 64 تا 65)

کلید واژه های ماشینی : چشم‌های سبز مرتضی، فرشته، قاب عکس، آب، مادر، نگاه، قاب عکس چشم، رختخوابها، درون اتاق، پیشانی‌اش

خلاصه ماشینی: "فرشته‌ در حالی که در یک دست قاب عکسی را داشت‌ و دست دیگرش را بر روی شکم تقریبا برآمده‌اش‌ گذاشته بود،از اتاق بیرون آمد:منو بگو که به خاطر آقا،توی هوای به این گرمی رفتم بیرون. اما یک‌دفعه ایستاد و با حالی آشفته و نگران به در حمام نگاه کرد و بعد به قاب عکس چشم دوخت:چرا این‌قدر حموم می‌ره؟نکنه حرفهای بابا درست باشه. قاب عکس را برداشت و به‌ آرامی روی آن دست کشید و لبخند زد:مامان می‌گه چشمات جادوم کرده. اگه منو بذاره و بره چی؟اون وقت من بدون اون چی کار کنم؟ نی‌نی چشمانش دودو می‌زد و حالش منقلب شده بود. در حالی که به‌ طرف آشپزخانه می‌رفت زیر لب زمزمه کرد:خدا ریشهء هرچی مرد هوس‌باز و خیابونی رو بسوزونه که یکی‌شون باعث شد دختر دسته گل من،دستش حنا ندیده به این حال و روز بیفته. مادر که رفت فرشته سرش را بر روی زانوانش گذاشت و بی‌صدا شروع به‌ گریستن کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.