Skip to main content
فهرست مقالات

سربازها

نویسنده:

(2 صفحه - از 68 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : سربازها، پیرمرد عینکی، پیرمرد عینکی نگاه، فواره، هواپیما، گذشت، مرد عینکی، نگاه، آدم، دور

خلاصه ماشینی:

"پیرمرد رد سربازها را دنبال کرد تا از نگاه او دور شدند. برگشت و به چهرهء معصومانه‌ پیرمرد عینکی نگاه کرد و گفت:«من هم یه روزی سرباز بودم. پیرمرد عینکی با بی‌میلی گفت:«واقعا دوران سختی بود. -خودی‌ان!می‌بینی،ضد هواپیما کار نمی‌کنن!» پیرمرد همچنان که خط سیر هواپیماها را دنبال می‌کرد گفت:«همین‌ امروز یه‌مقدار پول براش حواله کردم. » پیرمرد عینکی با کنجکاوی منتظر ماند،با خود اندیشید:«شاید بار گناهی بر دوشش سنگینی می‌کنه و می‌خواد با بازگو کردن اون خودش‌ را تسلی بده. پیرمرد همچنان در عالم خود بود و با عصایش زمین را می‌کاوید و برگها را با ته عصایش جابه‌جا می‌کرد. مرا در آغوش گرفت و گفت:«انگار که خدا ترا رسوند!دوسه‌روزه که‌ اومدم دنبال کار،خرجی هم تموم کردم،نمی‌دونستم چه کار کنم!خوب‌ شد که ترا دیدم!» وقتی دستانش را در دست گرفتم،فهمیدم بیمار است و به سختی‌ روی پای خود ایستاده است. پیرمرد عینکی در خود فرورفته بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.