Skip to main content
فهرست مقالات

قصه یک رمان: دومین شانس

نویسنده:

(3 صفحه - از 51 تا 53)

خلاصه ماشینی:

"3-ادی تال:هنرپیشه،اهل رومانی که با نفوذ شوروی به علت‌ یهودی بودن تبعید و آواره می‌شود. 4-آنته پترویچی:رئیس حزب زادوم اسلاوپای جنوبی که بعد از جنگ تبعید می‌شود،او مسلمان است. 5-میلان پاترنیک:پسر پترویچی که تمام یهودیان شهرش را می‌کشد و توسط پدر تبعید می‌شود. تقاضای برگشت به‌ شوروی می‌کند و اعدام می‌شود. 15-ماگدالنا:دختر کشیشی که در جنگل زندگی می‌کند و به دست‌ نیروهای دنیای واحد کشته می‌شود. » پی‌یر پیلات عکس دختری به نام ادی‌تال که هنرجوی تئاتر است را به عنوان یادگاری به بوریس می‌دهد. تنیکانوا،وابستگی زیادی به ادی‌تال‌ پیدا کرده است ولی با زور فشار پلیس او را از ادی تال جدا می‌کنند. بوریس که اهل کشور رومانی است،به جای کمک به مردمش فشار و اذیت و آزار زیادی به آنها وارد می‌کند. خوشحال بودبوریس او را می‌شناسد و به او شغل‌ مهمی می‌دهد ولی بوریس،نه‌تنها به او کاری نمی‌دهد بلکه به منشی‌اش‌ سفارش می‌کند آنها را در فشار قرار دهد. خانه پیلات را می‌سوزانند،پیلات‌ فکر می‌کند اگر عضو حزب کمونیست باشد از فشارها بیرون می‌آید. » پیلات خوشحال می‌شود ولی وقتی به دفتر کار اورل می‌رسند،خبر می‌رسد بوریس فرار کرده است. به مأموریتش و شغلش اهمیت نمی‌دهد،پیلات در کنار پدر کوستاکی‌ قرار می‌دهند آن دو تقاضای مهاجرت به امریکا می‌کند. به پیلات هم می‌گویند،چون‌ زمانی قصد داشتی عضو حزب کمونیست بشوی نمی‌توانی برای کار به امریکا مهاجرت کنی. پیلات در کوهها به دختری‌ به نام ماگدالنا برخورد می‌کند که دختر یک کشیش‌ است. بوریس در زندان شاهد موج جمعیت زندانیان می‌شود که شورش کرده‌اند و او را با خود می‌برند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.