Skip to main content
فهرست مقالات

نقد «نوشته های پراکنده» صادق هدایت (بخش ترجمه ها)

(14 صفحه - از 46 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"بعد به سمت این بچه‌ها حمله می‌کند و در گوش‌ آنها می‌گوید:«خاک به گور شیطان!»بچه‌ها احساس می‌کنند که‌ او یک شیطان است؛پرنده سیاهی که دارد حرف می‌زند! و تو به پاسبان‌ سوم نرسیده،کارت تمام است!» مرد دهاتی همین‌طور می‌ایستد آنجا و از خودش این سؤال را می‌کند که«آیا قانون نباید برای همه و همیشه در دسترس باشد؟» اما وقتی از نزدیک نگاه می‌کن و پاسبان را در لبادهء پشمی و دماغ‌ نوک‌تیز و ریش تاتاری دراز و لاغر و سیاه می‌بیند،ترجیح می‌دهد که انتظار بکشد تا به او اجازه دخول بدهند. یعنی می‌گویند که این نوشته،در واقع دارد خرد شدن فرد در برابر ساختار بوروکراسی و دیوانسالاری مدرن را نشان می‌دهد؛و اینکه چگونه دیوانسالاری یک قلعهء بسته است که‌ فرد را به یک ذره تبدیل می‌کند و جزءبه‌جزء او را حقیر و کوچک‌ می‌کند و نهایتا هم باعث نابودی او می‌شود. حتی نقل‌ می‌کنند خودش می‌گفت که«یکبار[مثلا]در دریا راه می‌رفته، فکر می‌کرده که یک خرچنگ دارد او را دنبال می‌کند تا او را محاکمه بکند!»چون به لحاظ فلسفی او معتقد است در این دوران، هرچیزی می‌تواند رخ‌بدهد. »برادرم که‌ پولهای او را به اسم خودش کرده بود،از مردنش ناراحت نشد!» اینجا هم یک حکایت فرعی تعریف می‌کند که به او تذکر می‌دهند که با این حکایت،از جاده خارج شدی!برمی‌گردد به اصل‌ مطلب!توضیح می‌دهد که الکل و پول و اینها،چه بلایی سرافراد می‌آورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.