Skip to main content
فهرست مقالات

باران خاکستری

نویسنده:

(2 صفحه - از 56 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : مرد، بیمار، باران خاکستری، راننده، راهرو، آمبولانس، برانکارد، بیمارستان، نگاه، آسمان

خلاصه ماشینی:

"راننده لحظه‌ای برگشت و به‌ بیمار که مردی میانسال بود نگاهی انداخت. هوا نیمه‌تاریک‌ و آسمان خاکستری بود که باران شروع به‌ باریدن کرد. چشم دوخته بود به خط سبز پریده‌رنگی که‌ تا انتهای راهرو امتداد داشت. مرد از کناره پله‌ها که شیبدار ساخته‌ شده بود به راه خود ادامه داد و چشم از سبز سیال برنمی‌داشت. صدای اوج گرفته بود: -شماره 598 مورد نیاز-شماره 598 موردنیاز- مرد پشت در آلمینیومی ایستاد به پایین نگاه کرد. بیمار را دید که لبه برانکارد نشسته بود و آنها را نگاه می‌کرد. پوتینهای براقی دید و بیمار داستان باران خاکستری را که اکنون مقابلش‌ ایستاده بود. مرد دست بیمار را گرفت و بلند شد. مقابلشان خیابانی خلوت قرار داشت که در انتها به نخلستانی سوخته می‌رسید و در دور دست دشتی وسیع با تپه ماهورهای بی‌شمار که تا افق امتداد یافته بود. صالح به راه افتاد و مرد همان‌جا ایستاده بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.