Skip to main content
فهرست مقالات

تولد یک استاد

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 80 تا 81)

کلید واژه های ماشینی : نقاش، خانم کسنوسکا، استاد، خانم کسنوسکا زن لهستانی زیبایی، پی‌یر دوش، گلز، آدمهای، پی‌یر دوش این‌طوری کاری، خانم کسنوسکا در کارهایش، امیل گلز، پی‌یر دوش مدتی، لبخندی، نهر چشم، کار، ابله، کارگاه نقاشی، زیبا، پندار، زن کسنوسکا، گلز دقایقی دوست، نقاش تابلویی، تابلوی نقاشی، رمانهای آندره موروا، کش‌دار و ترانه‌وار، مدت ده سال، نقاش شگفت‌زده سرش، شهر البوف، نگاه، نقاش مدتی، دود پیپش

خلاصه ماشینی: "-خب جانم،هرکس از تو سؤال کرد و توضیح خواست،مدتی طولش بده،دود پیپت را توی صورتش فوت کن و این چند کلمه ساده را بگو:«آیا هرگز به یک نهر چشم دوخته‌اید؟» -یعنی چه؟ گلز پاسخ داد:«معنی ندارد و برای همین،فکر خواهند کرد که خیلی زیبا است. بگو عزیزم چطور توانستی به این ترکیبات شگفت‌انگیز دست پیدا کنی؟»نقاش مدتی درنگ کرد،محکم دود پیپش را بیرون داد و گفت:«خانم گرامی،آیا هرگز به یک نهر چشم دوخته‌اید؟» لوی کور13جوان و زیرک،پالتویی یقه‌ خرگوشی به تن داشت و در میان جمعی‌ مشغول بحث‌وگفتگو بود. » نویسنده مات و مبهوت،دوستش را با نگاه‌ وارسی کرد و خروشید: -دیگر شورش را در آورده‌ای!دوش یادت‌ باشد!چه کسی این شیوه جدید را به تو پیشنهاد کرد؟ پی‌یر دوش مدتی درنگ کرد،یک عمیقی به‌ پیپش زد و گفت:«آیا هرگز به یک نهر چشم‌ دوخته‌ای؟» پی‌نوشت‌ها: (1)- andre?"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.