Skip to main content
فهرست مقالات

از برکه ای در شمال تا سرزمین زیتونهای سبز/ نقد مجموعه داستان «ساروق»/ نوشته: منصور ایمانی (صبا)

نویسنده:

(3 صفحه - از 72 تا 74)

خلاصه ماشینی:

"عنوان«ساروق»نام هیچ‌کدام از داستانهای کتاب نیست و نویسنده برای این واژه هیچگونه توضیحی نیاورده است. بافت اقلیمی در پس‌زمینه داستانهای کتاب،از جمله‌ این وجوه مشترک است که با تکیه بر یک ناحیه از سرزمین ایران‌ (استان گیلان)نمود پررنگ‌تری دارد. بعضی از زیرنویسها کوتاه است و در مواردی توضیحات نویسنده در این بخش به‌ قدری طولانی شده،که حتی مخاطب احساس می‌کند با یک‌ دایره المعارف یا لغت نامه جامع روبه‌روست. اما هنگاهی که از زبان‌ مادربزرگ،(شخصیت اصلی)داستان قرار است بخشی از گذشته‌ برکه را روایت کند،صحنه‌ها زیبا می‌شوند،و شکوه و عظمت برکه‌ در سالیان گذشته نمایان می‌شود در این بخش از داستان،عنصر توصیف داستانی خوب عمل کرده است و تقریبا تمامی اهداف‌ نویسنده را برآورده می‌کند:«شب‌ها که تاریکی بر سر و روی شهر، گرد خاموشی می‌ریخت و مردم را می‌خواباند،آواز قورباغه‌ها تن‌ صاف و نقره‌ای برکه را زیر نور ماه می‌لرزاند و بیدار نگه می‌داشت. تاختن‌ به اختلاس و رانت‌خورای توسط مسئولین رده بالا،دلمشغولی‌ اصلی نویسنده در این نوع داستانها در کتاب است؛که به علت بیان‌ علنی و به دور از شگردهای پنهان داستانی،این بخش از داستانها بیشتر جنبه شعاری به خود گرفته است. زیرا برای نمونه، مخاطب زمانی این داستانها را می‌خواند که هم وضعیت شوراهای‌ شهر متحول شده،هم فضای دانشگاهها تغییر کرده است. در مجموع می‌توان گفت:منصور ایمانی در پانزده داستان کتاب‌ «ساروق»،بیشتر سعی کرده داستانهای خود را با ساده‌ترین زبان‌ بیان کند. ). مجموعه این تواناییها،انتظار مخاطب را از نویسنده‌ای چون ایمانی بیشتر کرده است؛انتظاراتی‌ که معمولا مخاطب از سر ارادت از نویسنده مورد علاقه خود دارد؛و می‌توان گفت که انتظار معقول و به جایی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.