Skip to main content
فهرست مقالات

آنها حیوانات بی وفایی نیستند

نویسنده:

(2 صفحه - از 72 تا 73)

کلید واژه های ماشینی : پرنده، صدای پارس سگ، آب باران، صدای پای، قدم، زمین، سیاه، آب باران با آب چشمهایش، سایه، صدای پرنده

خلاصه ماشینی:

"اما چشمهایش همان چشمها بود. شاید هم صداها در گلویش‌ خفه شده بود. پاهایش سنگین‌ بود انگار زمین آنها را به خود می‌کشید. شاید هم تمام بدنش روی‌ پاهایش زیادی بود. «پرنده برفی؛ولی اون که کله‌اش سگ شده، چرا حالا اینجاست؟» پرنده صورتش روشن و براق بود و گوشه لبهایش‌ لبخند آشنای همیشگی نشست. تصویر آونگ ساعت که به این‌طرف و آن‌ طرف می‌رفت با آن صحنه روی آینه ریخت. شاید دیر شده بود و باید می‌رفت. انگار آسمان پایین‌تر آمده بود و می‌خواست روی‌ سرش بیفتد. یک قدم جلوتر:گوشهء راست ویترین؛باز هم سگی که‌ سرش را از لانه کوچکش بیرون آورده بود و چپ و راست حرکت‌ می‌داد. چشمهایش همان چشمها بود. دویست و هفتاد و سه:حالا صدای پرنده در گوشش تکرار می‌شد. انگار فقط صدایش بود و سگی در کار نبود. آب‌ باران با آب چشمهایش یکی می‌شد و روی زمین می‌رفت،به طرف‌ مرداب."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.