Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ترجمه: مدل میلیونر

نویسنده:

مترجم:

(3 صفحه - از 40 تا 42)

کلید واژه های ماشینی : هوگی، ترور، مرد، نقاشی، سکه طلا، لارا، مدل میلیونر، پیرمرد گدا صحبت، پیرمرد گدا، فکر

خلاصه ماشینی:

"ناگهان هوگی گفت:«تو که قصد نداری‌ بگویی که راجع بها و هم با آن پیرمرد صحبت کردی؟» -خب معلومه،او همه چیز را در مورد کلنل سنگدل و لارای دوست‌داشتنی و ده‌ هزار پوند می‌دانست. هوگی درحالی‌که از خشم سرخ شده بود فریاد زد:«تو در مورد مسایل خصوصی من‌ هم با آن پیرمرد گدا صحبت کردی؟» ترور با لبخند پاسخ داد:«پسر عزیز، آن پیرمردی که گدا می‌نامی‌اش،یکی از ثروتمندترین مردان اروپاست. هوگی جواب داد:«در مورد چه صحبت‌ می‌کنی؟» ترو گفت:«منظور من این است که‌ مردی که تو امروز در کارگاه من دیدی، بارون هاسبرگ بود. صبح فردا،هنگامی که هنوز مشغول‌ صرف صبحانه بود،پیشخدمت کاغذی‌ برای او آورد که رویش نوشته شده بود: «آقای گوستاو نادین،از طرف جناب بارون‌ هاسبرگ!» هوگی پیش خودش فکر کرد حتما برای‌ عذرخواهی آمده است و به پیش خدمت‌ گفت که او را به بالا راهنمایی کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.