Skip to main content
فهرست مقالات

داستان: استخری با کاشیهای آبی

نویسنده:

(1 صفحه - از 51 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : قورباغه‌ها، استخری با کاشیهای آبی، قور، داستان استخری با کاشیهای آبی، داستان، مرد، دیدن قورباغه حالش، قور قور، مرطوب، ملحفه‌ای

خلاصه ماشینی:

"توری‌ همه‌شان با مهارت خاصی پاره شده بود و لا بد از داخل آنها قورباغه وارد خانه شده‌ بود. صبح وقتی مرد از خواب بیدار شد با تعجب دید قورباغه‌ها درشت‌تر شده‌اند و صدایشان بلندتر و رساتر شده است. مرد از لابلای آنها رد می‌شد و سعی می‌کرد پایش را روی آنها نگذارد چون حالش از له‌ شدن یک قورباغه به هم خورد. گاهی‌ قورباغه‌ای روی ملحفه می‌آمد و از روی‌ شکم او جست می‌زد روی تکیه گاه کاناپه، مرد دیگر می‌توانست سنگینی قورباغه‌ها را احساس کند. اوایل چشمهایش را می‌بست‌ و غذا می‌خورد اما بعد از گذشت پانزده روز یاد گرفت که با دیدن قورباغه‌ها حالش به‌ هم نخورد و غذایش را مثل یک آدم بخورد. یک روز صبح وقتی مرد از خواب بیدار شد احساس کرد بدنش مرطوب و نرم‌ شده. یک قورباغهء واقعی که می‌توانست از آن لحظه به بعد توی استخر شنا کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.