Skip to main content
فهرست مقالات

آخرین شعر دیوان

نویسنده:

(2 صفحه - از 105 تا 106)

کلید واژه های ماشینی : شعر دیوان، چادر، قاب عکس، آخرین شعر، عشقی، کوچه آمدی بانو، عاشق، حافظ، سنگ قبر، شمع

خلاصه ماشینی:

"فرصت سبز آخرین‌ شعر دیوان فاطمه رحمتی (تصویرتصویر) به کوچه آمدی بانو،نسیم عطر گیسویت‌ از زیر چادر،در شهر ما پیچید. اما مسیر نگاهت را چرا بر خاک‌ می‌دوزی؟شاید درون یک ضریح پاک‌ می‌گردی بانو؟ نمی‌گویم حقیقت نیست. نمی‌دانی خود،ساقی این دورانی بانو. نشستی روی سنگ قبر،لبخندت به روی‌ قاب عکس بود. پرسیدی کیستی؟آشنائی رهگذر یا بیگانه‌ای هم درد؟ جوابت دادم: «بی‌تو در کلبه گدایی خویش رنجهایی کشیده‌ام که مپرس» چادر را دور هلال صورتت محکم‌تر گرفتی. » رو از من بر گرداندی و گفتی:«پس‌ نامحرمی!» گفتم:«نامحرم شناخت این پای بند و سازگاریم بانو. حال پای بند کدام عشقی؟» لحظه‌ای به نقطه‌ای چشم دوختی به فکر گفتی؛به چه جرمی ترکش می‌کردم عاشق‌ بود من تکمیل کنندهء خودم هم نبودم‌ چگونه رقابت با کمال مطلق می‌کردم؟» گفتم:«به شکلی دیگر تو هم عاشق‌ همان کمال مطلقی. گفتم:«شاعری عاشق بودم یا عاشقی‌ شاعر شدم. تمامی هلال صورت زیر سیاهی چادر رفت. شعر مسیح‌ مصلوب از این دیوان ارزانی تو باد بانو."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.