Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ترجمه: خال

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 56 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"آیا به نظر تو این‌ علامت آن نیست که من تمام وجودم را به‌ تو نبخشیده بودم و بین ما فاصله‌ای وجود داشت؟ آیا این احساسات واقعی من نبود که‌ موقع دست زدن به خالم و پناه بردن به‌ رویاهایم،در صورتم ظاهر می‌شد؛درست‌ همان کاری که از کودکی انجام داده بودم. مدتی،خندان دراز کشیدم و فکر کردم که‌ آیا واقعا خالم از بین رفته است. به‌هرحال فکر می‌کنم‌ اگر واقعیت آنچه که پیش از این درباره‌اش‌ حرف زدم،من را نجات نداده باشد،شاید به‌ خاطر این است که این نازونوازش مادر و خواهرانم بود که باعث شد تا من به بازی‌ کردم با خالم عادت کنم. اگر این درست باشد،پس آیا من پنهانی با خالم بازی نمی‌کردم که به یاد عشق و علاقه‌ مادر و خواهرانم،در دوره جوانی‌ام،بیفتم؟آیا به خاطر این نبود که من این کار را برای‌ فکر کردن به کسانی انجام دادم که دوستم‌ داشتند. آیا تو از اول تا آخر درباره خال من‌ اشتباه نمی‌کردی؟آیا من می‌توانستم وقتی‌ که با تو هستم به کس دیگری فکر بکنم؟ بارهاوبارها از خودم پرسیده‌ام آیا این بد آمدن تو،به‌طور کنایی نم توانست اعتراف‌ به عشقی باشد که هرگز من نتوانستم به‌ زبان بیاورم. عادت بازی کردن با خال،کار کوچکی‌ است و من قصد ندارم که به خاطر این کار عذرخواهی بکنم،ولی آیا امکان ندارد که‌ همه چیزهایی که باعث شد تا من زن بدی‌ بشوم،همین‌طور آغاز نشده بود؟آیا ممکن‌ نیست که این کارها در آغاز نشانی بوده باشد از عشق من به تو،که به خاطر بی‌توجهی‌ تو به آنها،تبدیل به چیزهایی شد که نشانه‌ غیر زنانه بودن من بودند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.