Skip to main content
فهرست مقالات

کلیسا

نویسنده:

(7 صفحه - از 80 تا 86)

کلید واژه های ماشینی : کلیسا، زن، مسیح، خواب، دختر، ماریا، حیاط، آب، مادر ماریا، فکر

خلاصه ماشینی:

"مطمئنم!گفتم:من هم وارد بشوم؟ گفت:بفرمایید،من در را برای شما باز کردم. باز از داخل برگها یک مشت آب بیرون کشید و گفت:ناراحت نباش،من خیلی به آنها گفتم که با تو کاری نداشته‌ باشند. ولی اگر این اتفاق برای خود آدم‌ بیفتد فرق می‌کند،گفتم:سالها قبل که هنوز من دنیا نیامده بودم، دقیقا بیست سال قبل از دنیا آمدن من،یک پسر عمو و دختر عمو باهم ازدواج می‌کنند. سالها بعد،مادرم برایم تعریف می‌کرد که،یکی از همسایه‌ها که مسیحی بوده به آنها می‌گوید دست به دامان حضرت‌ عیسی بشوند،آنها هم همین کار را می‌کنند و همان سال هم‌ صاحب یک پسر می‌شوند. درست گفته بود به سمت در مقابل رفت و گفت:این هم خانهء من است. وقتی که نشستیم،آهسته در گوش‌ اکرم گفتم،دیدی خانهء اینها هم مثل خانهء ماست؟مادر ماریا هم‌ با یک سینی چای برگشت و بدون هیچ ملاحظه‌ای گفت:خیلی‌ وقت است که به ما سر نمی‌زنید. اکرم گفت:راستی مسیح،چرا ماریا کلیسا نمی‌آید؟الان چند روز است که ما اینجا می‌آییم ولی از آنها خبری نیست. اکرم گفت:دلم برای ماریا خیلی تنگ شده بود. ماریا را بغل کردم و گفتم:ببین عموجان،صاحب‌ این خانه با حضرت مسیح دوست است. حال که به موهای‌ سفید خودم نگاه می‌کنم و به این حیاط بزرگ پر از درخت و حوض‌ وسطظ حیاط و بچه‌هایم را که هریک سر زندگی خودشان هستند و ماریا را که گاهی با پسرش رضا و شوهرش به خانهء ما می‌آید، دنیای خاطرات گذشته‌ام را مجسم می‌بینم،اتفاقات خوش‌آیند و ناخوش‌ایندی که برگ‌برگ دفتر زندگیم را تشکیل می‌دهد،کاش‌ اکرم هم اینجا بود و می‌دید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.