Skip to main content
فهرست مقالات

قطعه نود

نویسنده:

(2 صفحه - از 50 تا 51)

خلاصه ماشینی:

"الو صدای مرا می‌شنوید. می‌توانم بپرسم با چه کسی حرف می‌زنم؟ آخر من به هرکسی که فکر می‌کردم،ممکن است‌ همراهم را پیشش جا گذاشته باشم،زنگ زدم. می‌شود بپرسم،اسم شما چیست؟ -... -خانم صفائی!می‌دانم که دیروقت است،ولی می‌شود آدرستان را بدهید تا من چند دقیقه مزاحمتان شوم. آنجا که قطعه مادر من است. به‌هرحال می‌شود همراهم‌ پیش شما باشد تا صبح بیایم و... -دختر شما؟شما کی هستید؟!آخر در قبرستان چه‌ می‌کنید؟الو... -شما جوری حرف می‌زنید که آدم را می‌ترسانید. -شما طوری حرف می‌زنید که آدم فکرهای‌ ناجور می‌کند. ببینید من،همین‌جوری هم دختر خیالباف و ترسویی هستم و به قول خوماهرم همیشه‌ از کاه،کومه می‌سازم. -مادرم؟!شما مادرم را می‌شناسید؟ -الو... آخر همه می‌گویند خیلی راحت می‌شود مرا سرکار گذاشت. شما دارید با همراه من، حرف می‌زنید. -حرف نمی‌زنید!؟تو را به خدا طوری بگویید که من‌ بفهمم. از کنار قبر وقتی بلند شدی... کنار قبر مادر،قبری‌ست که رویش نوشته:«مریم صفائی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.