Skip to main content
فهرست مقالات

نباید جادوگر به موهایت دست بکشد

نویسنده:

(2 صفحه - از 106 تا 107)

کلید واژه های ماشینی : ترانه، جادوگر به موهایت دست، نگاه، قرآن، خرخر سینه‌ات، تکرار، فکر، سعید و ستاره، صدای بلند، هستی

خلاصه ماشینی:

"شاید به قول خودت می‌خواهی همه فکر کنند گونه‌های من ذاتا قرمز بوده؛شاید هم با این کارت‌ می‌خواهی نشان بدهی که خوشحالی و می‌خواهی مرا خوشحال کنی. راستی سعید کجا رفته؟حتما خیلی وقت است او را ندیده‌ای و دلت‌ برایش تنگ شده که داری زیر لب سعید و ستاره را صدا می‌کنی. شاید هم از این است که می‌خواهی مثل سعید باشی که همه چیز را ریخته‌ای توی خودت. چرا نمی‌گویی؟چرا مثل‌ همیشه که همین را می‌خواندیم،تکرار نمی‌کنی و داری بروبر مرا نگاه می‌کنی؟از نگاهت کفری می‌شوم. اما تو همان‌طور نشسته‌ای و زل زده‌ای به سجاده قهوه‌ای رنگ،به قرآن و پرهای‌ گل صورتی پژمرده‌ای که روی آب کاسه بلوری ولو شده. شاید سعید هم همه چیز را بیرون ریخته و دارد می‌آید،که صدای نفسهایش‌ را می‌شنوم. از لحظهء اول،از وقتی که توی آینه بودم،و حتی روبه‌روی آینه،و حالا که از اتاق آمده‌ام بیرون، بارها با خودم کلنجار رفتم که چرا این ترانه این همه‌ تکرار می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.