Skip to main content
فهرست مقالات

یکی به جای عباس

نویسنده:

(3 صفحه - از 110 تا 112)

کلید واژه های ماشینی : تعزیه، مش حیدر، حاج علی، اکبر، اسب، امام حسین، حیاط، مش حیدر پشت جمعیت، حسینیه، قهوه‌خانه

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) یکی به جای عباس سیده عذرا موسوی حاج علی تکیه داده بود به پشتی. همهء نقشها را داده بودند،مانده بود نسخه حضرت عباس که‌ همیشه تعزیه‌اش را روز تاسوعا می‌خواندند. حاج علی گفته‌ بود که به هر دو خبر می‌دهیم که بیایند و نسخه ابو الفضل‌ را بگیرند؛هرکه زودتر خودش را رساند،نسخه مال او. حالا همه منتظر بودند ببینند که اکبر زودتر می‌رسد یا مش حیدر. معمولا تمام تعزیه‌خوانها،وقتی تازه وارد کار می‌شدند، اول نقشهای کوچک را می‌گرفتند،ولی اکبر آن‌قدر کارش خوب بود که از همان اول نقش علی اکبر و عباس‌ را می‌خواند. *** حاج علی از وقتی یادش می‌آمد،توی آبادی،تعزیه اجرا شده بود. روی پله‌ها هم،یک طبقه دیگر زده بودند و دور تا دورش را نرده کشیده بودند تا زنها بالا بنشینند و بتوانند تعزیه را تماشا کنند. چند بار خواست برود دنبال مش حیدر و بی‌خیال‌ حضرت عباس شود،ولی حاج علی نگذاشت. امروز روز تاسوعا بود و باید تعزیه حضرت عباس را می‌خواندند. همین‌طور که‌ تعزیه اجرا می‌شد،مردها بچه‌های کوچکشان را می‌دادند به آنها که نقش حضرت امام حسین و عباس و علی اکبر را داشتند،تا لحظه‌ای بغلشان کنند. خود را رساند جلو و از پشت‌ جمعیت که دور اکبر جمع شده بودند سرک کشید. حاج علی دست گذاشت روی شانه اکبر،زل زد به‌ چشمانش و دوباره پرسید:«می‌تونی ادامه بدی؟»اکبر چشمانش را بست و درحالی‌که سعی می‌کرد درد را فرو برد،سری تکان داد و گفت:«آره... کسی با صدای بلند گفت:«صلوات!» صدای مش حیدر بود که از توی جمعیت فریاد می‌زد"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.