Skip to main content
فهرست مقالات

روز دهم

نویسنده:

(3 صفحه - از 113 تا 115)

کلید واژه های ماشینی : پنجره، سرم، خورشید، مادرم، سینی، آب، زنجیر، مشک، تعزیه، مسجد

خلاصه ماشینی: "پنجره انباری را باز گذاشته بودم و باد گرمی که بوی گلاب و اسپند می‌داد،سنج پدرم را از لب پنجره انداخته بود. خانه روبه‌رویی ساکت بود و فقط صدای بلندگو از دور می‌آمد. فقط مانده بود گوشه سمت چپ صحن‌ که هنوز شربت نبرده بودم. پنجره را که باز کردم،خورشید وسط کوچه بود. مشک را گرفتم جلوی چشمهایم خالی و سبک شده بود. چیزی مثل گوشت قربانی دیده بودم که افتاده بود زیر دست و پا و یک مورچه رویش راه می‌رفت. چشمهایم را که باز کردم،قطره‌های کوچک آب را دیدم که برق می‌زد و توی شلینگ بی‌رنگ سر می‌خورد و می‌رفت توی دستم. به خانه که رسیدم از پایین پله‌ها تا توی آشپزخانه‌ چند ردیف کاسه چیده شده بود. مادرم‌ چادرش را لای دندانش گرفته بود و با یک سینی از پله‌ها پایین می‌رفت. در آشپزخونه را که باز کردم،مادرم در حیاط را محکم بست،آشپزخانه پنجره نداشت و خورشید وسط شله‌ها نشسته بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.