Skip to main content
فهرست مقالات

صدای آرام مار

نویسنده:

مترجم:

خلاصه ماشینی:

"زن او را با صندلی چرخدار سخت به جلو راند،با بازوان‌ باریک و زیبایش-اما مرد سخنی از روی گلایه بر زبان‌ نراند و نگفت که ممکن است پرستار،بهتر از او این کار را انجام دهد. بعد می‌نگریست و حس می‌کرد که پایش در جای خود نیست؛و تا کمر فلج شده است. حال که مرد داشت آن ملخ را نظاره می‌کرد پی‌درپی‌ خود را در آن تمرکز عضلانی درهم کشید و نیرویش‌ را بارها و بارها در پیامی که آن‌طور معماوار به مصرف‌ رسانیده بود،متجلی یافت. » زن بار دیگر به روی ملخ خم شد و گفت:«پیرمرد بیچاره!» و چون به یاد کنجکاوی ایام کودکی افتاد،ترکه نازکی‌ از زمین برداشت و خیلی آرام به ملخ زد:«موجود مضحک‌ و خنده‌داری است. تبسم کرد و بار دیگر گفت:«هر دومان!» زن می‌خندید و در همان حال،ترکه را بیشتر از آنکه‌ منظورش بود،به ملخ زد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.