Skip to main content
فهرست مقالات

فردا دوباره

(3 صفحه - از 74 تا 76)

کلید واژه های ماشینی : خواب، شمعدانیها، مادر، حیاط، عروسی تینا، عروسی تینا دست، پیرزن، عروس خاله به اتاق، عروسش به مامان کمک، فکر

خلاصه ماشینی:

"نمی‌دانم تظاهر می‌کند که چشم انتظار نیست یا اینکه یادش‌ رفته. -مامان!خونه آقای سیفی،خبریه؟ فردا دوباره -چطور خبر نداری!پسرشون بعد از ده سال اسارت، آزاد شده. آخر، عروسی تینا از آن عروسیهایی است که به قول معروف‌ «یک شب که هزار شب نمی‌شه؛پس هر کاری در این یک شب حلاله». هیچ‌کس بیرون خانه منتظر نایستاده!کسی محله را آب و جارو نکرده است. پیش خودم فکر می‌کنم؛واقعا تنها آرزوی پدر و مادر من همینه؟یعنی وقتی که بابا بیاد،مامان دیگه چشم انتظار نمی‌مونه؟ به اتاقم می‌روم. مامان، مرا که می‌بیند،نزدیکم می‌آید،و طوری که دیگرا نشنوند،می‌گوید:چرا این پیرهنو پوشیدی:؟زود باش‌ تا خاله‌ت ندیده،برو عوضش کن،برای عروسی تینا دست دوم حساب می‌شه. خاله سرش را به سر مادر نزدیک می‌کند و با ناراحتی به او چیزی می‌گوید. کاسه داغ آش،از دست پسر خاله لیز می‌خورد و روی‌ زمین می‌افتد. یادم می‌آید،همان وقت که خاله از عروسش‌ بد می‌گفت،همان وقت که کاسه شکست،آش به‌ لباسم ریخت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.