Skip to main content
فهرست مقالات

مرثیه ای برای خودم

نویسنده:

(2 صفحه - از 96 تا 97)

کلید واژه های ماشینی : آمبولانس، مادر، شیرین، درد، نگاه، نفسم، تکیه، مویرگهای چشم برادرم، غسالخانه، چشم عسلی‌اش پر از اشک

خلاصه ماشینی:

"زنم از پشت وانت‌بار چشم به من دارد و با دست اشاره می‌کند به برادرم. خنکی‌اش درسطح ثورتم بخار می‌شود و برادرم مجری او را دنبال سند خانه زیر و رو می‌کند. بوقهای ریسه‌وار چند سواری و مینی‌بوس که‌ بادکنک و روسریهای رنگی‌هان در هوا بازی می‌کند ناله و گریه‌ها را پس می‌زند و او که چشم عسلی‌اش پر از اشک است در آستانهء حیاط ایستاده تا به نوعروسش‌ خوشامد بگوید. باز هم با چشم حرف می‌زند و بچه‌ها را جمع‌ می‌کند دور خود و پرحرارت از کشتی‌اش با پهلوان‌ عرب می‌گوید و با خنده‌های شیرین و بچه‌گانه‌اش،که‌ توی هردلی می‌نشیند،شادی خود را به همه نشان‌ می‌دهد. او پا روی پا می‌اندازد و از پنجره نگاه می‌کند به‌ لیمو شیرینی که خودش کاشته که نرسیده می‌شکافند و من به دنبال عصایش هستم که از عرق دستش تیره‌ شده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.