Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به قصه در قرآن

نویسنده:

(3 صفحه - از 29 تا 31)

خلاصه ماشینی:

"بین دانشمندان بزرگ اسلامی،این بحث طولانی و ممتع وجود داشته است و دارد که آیا اعجاز قرآن، مربوط به محتوای آن است یا زبان و بیان آن؟ این کمترین اهل مودت را قصد و مجال آن نیست که‌ آراء آن بزرگان را در اینجا باز گوید اما اصولا همیشه این‌ مطلب،سؤال بزرگ صاحب این قلم بوده است که چرا خداوند برای دین جاودان خود اسلام که دربارهء آن‌ می‌فرماید: «لیظهره علی الدین کله» و برای پیامبر خاتم‌ خویش،از بین همه معجزاتی که می‌توانست آورد،قرآن‌ را برگزید،یعنی هنر کلامی را؟برای رسیدن به پاسخی‌ موجز و در خور این مقال کوتاه،مقدمتا ناگزیر از شناخت و تعریف هنر هستیم. می‌گوئیم به معنی الاخص زیرا،رمان و داستان به‌ معنای امروز آن نیز هنری کلامی است،و اتفاقا راز اهمیت و اصالت قصه و داستنان نیز در همین است به‌ حدی که امروزه حتی فیلسوفان،اندیشگی خود را در قالب آن بیان می‌کنند،لی در مورد قصه‌های قرآن،راز والائی آن‌ها،راز والائی تمام قرآن است،یعنی راز ظرفیت گستردهء وحی و ارائهء آن در بیانی والاو زبانی‌ موجز و فخیم و غیر قابل تقلید،وگرنه،داستان‌های‌ قرآن،با معیار و منطق هیچ سبکی از سبکهای‌ قصه نگاری،داستان نیست،و شاید از همین روست که‌ در تمام قرآن،مطلقا از کلمهء«حکایت»و مشتقات آن، حکی،یحکی،حاکی،محکی و امثال آن استفاده نشده‌ است،اما از تمثیل که اساس آن بر«مانندگی»و شباهت است بسیار بهره برده است تا آنجا که خود قرآن،از این کاربرد گستردهء تمثیل،با آگاهی یاد می‌کند: ان الله لا یستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضه و ما فوقها (بقره/24)یعنی خداوند از اینکه در کاربرد مثل به‌ پشه‌ای مانند کند یا برتر از آن شرم نمی‌دارد."

صفحه:
از 29 تا 31