Skip to main content
فهرست مقالات

صید قزل آلا یا شکار نهنگ؟

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : داستان، شکار نهنگ، صید قزل‌آلا، ماهی، راوی، صید ماهی قزل‌آلا، لحن، کتاب، صنم، ماجراهای، روایت، اسکلتی، زبان، داستان کوتاه، ماهی خرد، آدمهای، خواندن، لحن بومی آدمهای داستان، ماهی قزل‌آلا در برابر شکار، پنج داستان، لحن روایت با بقیهء داستانها، مجموعه داستان، دور، مجموعه داستان نویسندگان، مردم، رسم‌الخط و نقطه‌گذاری، لحن سرد روایت، زبان و لحن، رسم‌الخط کتاب، راوی اول‌شخص با زبان

خلاصه ماشینی: "صید قزل‌آلا یا شکار نهنگ؟ محمد رحیم اخوت این رفیق ما(«ما»یعنی من و پنج شش نفر دوستان‌ دست‌به‌قلم اصفهانی)،بله،این رفیق عزیز ما می‌گفت: نمی‌دانم چرا فلانی(یعنی من)همیشه دنبال«ماهی‌ خرد»است!؟ منظور او از«ماهی خرد»آن کتابهای کوچک و کم‌حجمی‌ بود که من گاهی اینجا و آنجا معرفی می‌کنم و چیزی‌ درباره‌اش می‌نویسم. گاهی هم البته‌ چیز به دردخوری به قلابش نمی‌افتد؛اما اگر کیسه‌ای برای‌ ماهیها ندوخته باشد و نخواهد از این راه درآمدی کسب‌ کند،به همین‌که روز را در دامان طبیعت به آرامش گذرانده‌ و احتمالا یکی دو تا ماهی کوچولو هم برای ناهارش صید کرده،قانع است. عطف آن،آن‌قدر نازک است که‌ اصلا دیده نمی‌شود؛مگر اینکه تمام«تیراژ»آن،یعنی‌ هر هزار نسخه را بگذارند کنار هم!بهرهء مادی آن هم، حتی اگر معادل صددرصد قیمت کتابها،یعنی قیمت‌ پشت جلد(005 تومان)*«تیراژ»(0001 جلد)را هم‌ به مؤلف بپردازند،به اندازه‌ای نیست که بتواند هزینهء یک ماه یک خانوادهء متوسط را تأمین کند!بااین‌همه، پنج داستان کوتاه این کتاب حاصل یک سال کار نویسنده‌ است:«باج»(بهار 8731)؛«خالباز»(تابستان 8731)؛ «صنم جان»(پاییز 8731)؛«غربتها»و«کنیز»(زمستان‌ 8731). اینکه هر پنج داستان کوتاه این مجموعه دربارهء فقر مادی و معنوی یک جامعهء بسته و سنتهای پوسیدهء آن‌ است،چیز تازه‌ای نیست؛اما نثر پاکیزه و لحن سرد روایت، فضاسازی نسبتا کامل،شخصیت‌پردازیهای خوب در عین‌ پرهیز از زیاده‌گویی و توصیفهای ناضرور،و لحن بومی‌ آدمهای داستان در گفت‌وگوها،از ویژگیهای بارز این‌ داستانهاست: «تا سلام کرد،یکی از زنها برگشت و گفت:سلام و زهرمار. یا در داستان آخر(کنیز)،نثر و لحن روایت‌ با بقیهء داستانها فرق می‌کند؛درحالی‌که راوی،همان راوی‌ سوم شخص،و فضا و شخصیتها و درونمایه،همان فضا و درونمایهء داستانهای دیگر است: «سه فصل یلدای بلند انتظار همدم آتشی بود که غروبها روی تپه روشن می‌کرد و شبهای سیاه بلند و بارانهای گاه‌ و بیگاهی از راه رسید[؟]."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.