Skip to main content
فهرست مقالات

گرگی در کمین

نویسنده:

(4 صفحه - از 25 تا 28)

کلید واژه های ماشینی : شعر، شاعر، زبان، درختان، عشق، خواننده، راوی، درد، باد، مترسک، گرگی در کمین، آب، هستی، ماه، کاربرد، صبح، واژگان، مترسک می‌تواند مترسک، درختان توت، کار، در شعر، مجموعه، بیان، گزیدۀ شعرهای، بیان پارادوکسی، پارادوکس معنایی، سادگی زبان، سایۀ مترسک، اثر، شعرهای عباس کیا رستمی

خلاصه ماشینی: "6 در کنار کودکی،سایۀ مرگ نیز او را پیوسته تعقیب می‌کند، چیزی که روزی به این«بازی»که از همان روز تولد آغاز شده است(229)،پایان می‌دهد: کدامین روز هفته به پایان می‌رسد بازی شنبه تا جمعه؟(228) در این رویارویی فلسفه‌مدار و اندهگنانه با مرگ،ردپای اندیشۀ خیام را،به زبانی دیگرگون-و شاید آمیخته به ظنزی پنهان-می‌توان یافت: قاصدک پیام آورد برای یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر «هیچ»!(113) گاه نیز اندیشه‌ای عرفانی-در معنایی وسیع و نه در مفهوم عرفان سنتی-در این شعرها شکل می‌گیرد:دیدن زیبایی و بیکرانگی،و رهایی از آنچه آدمی را وامی‌دارد تا از آن غفلت کند: فراسوی نیک و بد آسمانی است آبی(249) در شعر زیر«اسارت تن»اصطلاحی گنوسی و عرفانی است که شاعر با تردستی در حال و هوایی دیگر و با شکستن هنجار کاربردی آن،به کار می‌برد: پرچم آزادی است پیراهن من بر بند درخت سبک‌ورها از اسارت تن(47)6 در کنار شعرهای رمانتیک و لطیفی که از احساسات ناب شاعرانه خبر می‌دهد و لحظه‌هایی رؤیایی را ترسیم می‌کند،مانند: آسمان مال من است7 مال من، من چه ثروتمندم(41) شعرهایی را می‌یابیم که با حس عمیق انسان‌دوستی و انتقاد از سوداگران آمیخته است،و نشان می‌دهد که همان چشمی که لرزش برگهای افراشتۀ سپیدار را در باد «می‌بیند»(81)و احساس خوشبختی می‌کند،گردهمایی «صاحبان صنایع چوب»را در«پارک جنگلی»(156)با نگاهی شوخ و طنزآلود دنبال می‌کند،و از ویرانی ارزشها و آرمانهای والا در جامعه رنج می‌برد: به زادگاهم که بازگشتم دبستانیها کسب‌وکار می‌کردند و معلمها مشتریانی تهیدست(155) حتی می‌کوشد تا به زبان استعاری تلخ بر نابسامانی‌ها بشورد: آنجا که هرز می‌رود آب آبیاری می‌کند علفهای هرز را(51) دیرگاهی است ماه در بساط ما نیست ابرهای تیرۀ متوالی(189) نکته‌ای که در بیشتر شعرها به چشم می‌خورد،نزدیکی ژرف شاعر است به طبیعت،آن‌گونه که هیچ حرکت و سکون یا دگرگونی-حتی اندک-و خلاصه هیچ جلوه‌ای از طبیعت از چشم زیبایی‌شناس و زیبایی‌یاب وی به دور نمی‌ماند و با حساسیتی عاشقانه همه‌چیز را می‌بیند و با آن عشق می‌بازد: یک سنگریزه فرو غلتید از دامنۀ کوه و قرار گرفت درست روی لانۀ مورچه(100) شکوفه‌های بهارنارنج روی نهر آب بعد از باران(124)8 هرچند زبان کلی شعرها ساده و فهمیدنی و عاری از پیچیدگیهای تصنعی و افراطی برخی شعرهای به ظاهر مدرن و فرامدرن باب روز است که گویی کلمات را بر روی هم سوار کرده‌اند تا هنجار عادی زبان را درهم‌بریزد، ساختار ادبی این اثر به گونه‌ای است که آن را از دیگر آثار متمایز می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.