Skip to main content
فهرست مقالات

مشتی از خروار: نمونه ای از زبان ناپیراسته، پرابهام و مغشوش در نقد ادبی معاصر

نویسنده:

(2 صفحه - از 38 تا 39)

خلاصه ماشینی:

"کسانی که با این رشته از نثرنویسی اندک انسی دارند،می‌دانند که سنت نقد و پژوهش مکتوب در زمینه‌های گونه‌گون ادبی،در نزد ما ایرانیان کم‌رمق است و به‌خلاف شعرگویی،که با آن در جهان،شهرۀ خاص و عامیم،و حتی به خلاف نثرنویسی در موضوعها و رشته‌هایی مانند عرفان و تاریخ و قصه، که آثار مهم در این زمینه کم نداریم،در رشتۀ بررسی و تحقیق ادبی چندان کوشا نبوده‌ایم. پ)در این نکته که درصد و پنجاه سال گذشته،کسانی،گاه با دل و جان و گاه از سر تفنن، کوشیده‌اند تا نقد و پژوهش ادبی در زبان فارسی توش و توانی و دامنه‌ای گیرد،نباید شکی به دل راه داد و اینکه گاهی برخی از شاعران و نویسندگان معاصر منکر وجود این شاخه در نثر فارسی می‌شوند،از سر کم‌لطفی است یا به سبب ناآگاهی. حتی می‌توان دلیر شد و گفت بخشی از آثاری که در ذیل این عنوان یا عنوانهای نظیر آن در کشور ما نوشته شده است،هم به لحاظ نوع تحلیل و سنخ داوری و هم از نظر انتخاب واژه و نحو زبان از دقت لازم،به کلی تهی است. «در مورد تأثیر زبان و ساختار،هم‌چنین نظریه‌پردازی‌های باباچاهی در رشد شعر امروز، باید گفت:اگرچه این تولیدات از راندمان بالایی برخوردار بوده و هست،اما به دلیل منظر آکادمیکی او در برابر دیدگاههای تازه و طراوت‌مند،آن طرز که انتظار بود،در روند تحول شعر امروز به‌ویژه شکل‌گیری شناسه‌های رفتاری تازه در نیمه دهه 80،رد محسوسی از او دیده نمی‌شود»(ص 74)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.