Skip to main content
فهرست مقالات

استاد مهندس کریم پیر نیا و اصول معماری سنتی ایران

مصاحبه شونده:

(11 صفحه - از 3 تا 13)

کلید واژه های ماشینی : معماری، مهندس، اصول معماری سنتی ایران، استاد، اسلامی، ایران، مسجد، اصول، معماری سنتی ایران اسلامی، هنر

بی‌شک در ساخت اماکن شهری و روستایی و نیز در طراحی محیط و شهرسازی می‌بایست اصول و مبانی‌ معماری سنتی ایران اسلامی ملحوظ گردد،زیرا ارکان‌ شکل‌دهندهء این معماری که صدها سال سابقهء تاریخی را در برگرفته است،نمونه‌ای از بازتاب اندیشهء مسلمانی و یا به‌ عبارت دیگر«تبلور فلسفه زیستی مبتنی بر مکتب‌ اسلام»را متجسم می‌گرداند،به نوعی که هر بنا از ذهنیت عقیدتی،شیوهء معیشت،عوامل جغرافیایی و آداب و سنن بومی هر محیط نشأت می‌گیرد،و بر این‌ اساس است که معماری از ارکان اصلی میراث فرهنگی هر تمدن بشری به حساب می‌آید. علاوه بر اینکه باید نسبت به حفظ،مرمت و احیای‌ ساختمانها و بناهای گذشته کوشید،بایستی با توجه به‌ گسترش روزافزون امروزهء شهرها و کیفیت ساختار اجتماعی،اقتصادی،سیاسی جامعه،اصول و مبانی آن‌ معماری کهن را به معماری نوین منتقل نمود و بدیهی‌ است این ارتباط باید هرچه ریشه‌ای‌تر و اساسی‌تر صورت‌ پذیرد و از تقلید صور و ظواهر بدون توجه به محتوی و اصول این اشکال پرهیز شود. هجوم غربزدگی به همراه ثروت‌های بادآوردهء کلان- بر پایهء خط مشی و سیاست‌گذاری نظام وابستهء شاهی- نوعی از معماری را برای مردم ما به ارمغان آورد که‌ چونان نوزادی نامشروع و بی‌هویت در مدت‌ کوتاهی به همه‌جا پا کشید و در کنار آن اگر توجهی هم‌ بود،بیشتر به آثار و بناهای قبل از اسلام ایران تکیه‌ می‌شد،گویا تمدن اسلامی اثر قابل عرضه‌ای نداشته و آنچه که بوده است کاخهای هخامنشی و چهار طاقی‌های‌ ساسانی است.دانشکده‌های معماری و شهرسازی‌ هم،تمام هم و غم‌شان آموزش سبکهای رومی و یونانی به‌ دانشجویان و استفاده از مصالح ساختمانی وارداتی بود، بطوری که مهندس معمار ایرانی،بیشتر با شیوهء سرستونهای فلان دورهء یونان آشنا بود تا شیوهء معماری‌ مسجدی که در شهر خودش صدها سال پابرجا و ماندگار، جلوه‌گری داشت،و در این میان معماران بزرگ سنتی که‌ نسل به نسل رازها و اصول بنایی را به کار می‌بستند، لاجرم فراموش شدند و به خاطر بی‌توجهی،قدرناشناسی‌ و حتی تحقیر به افسانه‌ها پیوستند. به هر حال نتیجه این شد که اکنون عموما بافت‌ 2Lساختمانهای کشور مغایر با استقلال و نامتناسب با مبانی‌ فرهنگی مردم است و اندک جریان زلالی که هنوز در حفظ بناهای دوران اسلامی و انتقال اصول آن در معماری امروزی مشاهده می‌شود مرهون زحمات و پایمردی شخصیتهایی است که تمام وجود و سرمایه‌ عمرشان را وقف این هدف مقدس نموده‌اند از میان این‌ گروه می‌توان استاد دانشمند مهندس کریم پیرنیا، پیر معماری سنتی ایران را نام آورد،ایشان در مورد زندگی خود می‌گویند:«بنده پدرم نائینی و مادرم‌ یزدی است،در یزد زاده شدم و همانجا دیپلم گرفتم در سال 1319 به تهران آمدم،علاقهء عجیبی به ساختمانها و بناهای شهر خودم داشتم و فکر کردم در رشته معماری‌ تحصیل کنم.در این سال برای نخستین بار دانشکدهء هنرهای زیبا دایر شده بود و من در همان دورهء اول قبول‌ شدم.محل دانشکده هم مدرسهء مروی و مدرسهء سپهسالار قدیم بود.رئیس دانشکده«گدار»بود که‌ رئیس باستانشناسی بود و چند استاد دیگر فرانسوی مثل‌ «سیرو»که دانشمندی ایران‌شناس بود و معماری‌ اسلامی ایران را بخصوص خیلی خوب می‌شناخت و برای‌ کتاب کاروانسراها تحقیق می‌کرد و در همهء خرابه‌های این‌ کاروانسراها-که کسی جرأت نداشت پا به آن‌ بگذارد-به تنهایی می‌رفت و نقشه برمی‌داشت.چند استاد ایرانی هم بودند،مثل مرحوم مهندس فروغی اما اکثر استادانمان فرانسوی بودند.سال دوم به زیرزمین‌ دانشکدهء فنی منتقل شدیم و درس معماری را ادامه‌ دادیم،از همان روزها چون بنده در شهر قشنگ یزد زاده‌ و بزرگ شده بودم درسهایی را که به ما می‌دادند نمی‌پذیرفتم،با اینکه تقریبا مجبور بودیم حتی از روشهای‌ کلاسیک یونان در طرحهامان پیروی کنیم اما من اینکار را نکردم و کم‌کم به این فکر افتادم که باید سراغ‌ معمارهای قدیم رفت.حدودا در سال 1324 بود که‌ شروع کردم به تحقیق و استفاده از تجربیات و علم و دانش‌ این معماران قدیمی-که یاد همگی‌شان بخیر باد- معمارانی نظیر استاد ابوالقاسم صابری،استاد معارفی، استاد حسینعلی معروفی که هر کدامشان به اندازهء دانشگاهی علم و هندسه و هنر داشتند». استاد پیرنیا،در طول سالیان توانستند در دو جبههء ارزشمند،بسیار مؤثر باشند،جبههء اول طراحی‌ و ساختمان‌سازی است که بعنوان مسئول دفتر فنی وزارت‌ فرهنگ،به سرپرستی ایشان مدارس ارزان و محکم‌ و زیبایی ساخته شد-از آن جمله مدارسی است که‌ 3Lدر گوشه و کنار تهران و شهرستانها تابلویی از کاشی‌ دارد-این مهم از محل 5 درصد درآمد شهرداری برای‌ فرهنگ زیر نظر مستقیم ایشان طراحی و اقدام شد. در سال 1345 که سازمان ملی حفاظت آثار باستانی‌ تشکیل می‌شود ایشان با عنوان معاونت فنی این سازمان‌ مشغول کار و تحقیق جدی در زمینهء معماری سنتی‌ و شیوه‌های مرمت و نگهداری بناهای اسلامی ایران شدند که جبههء دوم کار ذی قیمت ایشان است و نتیجهء آن دهها مقالهء تحقیقی و رسائل مختلف پیرامون معماری ایران‌ و هنرهای وابسته به آن است که در مجلات مختلف از جمله مجلهء باستان‌شناسی و هنر و هنر و مردم و نیز کتاب راهها و رباط ایران درج است.علاوه‌ بر آن از سخنرانیهای علمی و بسیار ارزندهء ایشان در دانشگاههای مختلف باید یاد کرد.مرمت صدها ساختمان و بنای قدیمی از جمله کتیبهء سردر حضرت‌ عبد العظیم ع و مرمت صندوق کاشی مزار حضرت‌ معصومه ع و کتیبهء مسجد جامع بروجرد و کشف مسجد حاج فهرج از دیگر خدمات ماندگار ایشان است.خود استاد در این باره می‌گوید:«گفته می‌شود بنده مسجد فهرج را کشف کرده‌ام این مسجد گم نشده بود تا کسی‌ آن را کشف کند منتهی کسی به آن توجه نکرده بود،من‌ با تحقیقاتی که کردم برای اولین بار مسجدی را معرفی‌ کردم که متعلق به نیمهء اول قرن اول هجری است. قدیمترین مسجدی که در ایران و شاید در دنیا بدون هیچ‌ گونه پیرایه‌ای دست نخورده باقی مانده است.بعدها از تمام دنیا برای دیدن و مطالعهء این مسجد به فهرج آمدند و اهمیت فوق العاده‌ای که این مسجد داشت،مشخص‌ شد،حالا خوشبختانه بسیار خوب هم تعمیر شده و یکی‌ از افتخارات بزرگ ماست که در نیمهء قرن اول هجری‌ مسجدی داریم که سراپا از خشت و گل و هنوز قابل‌ استفاده است.» استاد دربارهء مناره‌ها و ساختمانهایی که مرمت‌ کرده‌اند و کتیبه‌هایی که در کاوشها پیدا کرده‌اند، خاطرات گرانقدری دارند که امیدواریم در فرصتهای‌ بعد از محضرشان استفاده کنیم.اینک با تشکر از حضرت‌ ایشان و دیگر آقایان و اساتید محترم که دعوت ما را برای‌ دنبال‌کردن بحث مورد نظر پذیرفتند و با ذکر این نکته‌ اشاره را پایان می‌بریم که از همهء صاحبنظران علاقمند به‌ روشن شدن این بحث تقاضا داریم نظرات و آراء خویش‌ را به کیهان فرهنگی ارسال دارند،تا ان شاء الله بتوان از این رهگذر«اصول معماری سنتی ایران و کیفیت استفادهء آن در معماری جدید»را دریافت.

خلاصه ماشینی:

"به هر حال نتیجه این شد که اکنون عموما بافتساختمانهای کشور مغایر با استقلال و نامتناسب با مبانیفرهنگی مردم است و اندک جریان زلالی که هنوز درحفظ بناهای دوران اسلامی و انتقال اصول آن درمعماری امروزی مشاهده می‌شود مرهون زحمات وپایمردی شخصیتهایی است که تمام وجود و سرمایهعمرشان را وقف این هدف مقدس نموده‌اند از میان اینگروه می‌توان استاد دانشمند مهندس کریم پیرنیا،پیر معماری سنتی ایران را نام آورد،ایشان درمورد زندگی خود می‌گویند:«بنده پدرم نائینی و مادرمیزدی است،در یزد زاده شدم و همانجا دیپلم گرفتم درسال 1319 به تهران آمدم،علاقۀ عجیبی به ساختمانها وبناهای شهر خودم داشتم و فکر کردم در رشته معماریتحصیل کنم. الآن من فکر می‌کنم که در ارتباط با فرمایشاستاد پیرنیا،آقای مهندس شیرازی شاید بگویند که خوبما هم گفتیم که این کار را نکنید آیا واقعا در جامعهمقبول می‌افتد؟اگر که شهرداری هم این قوانین راقبول کرد مردم با چه اکراهی با آن مواجه می‌شوند؟چون مردم به همان قضایا عادت کرده‌اند البته این که ماچیزی را در جامعه وضع بکنیم که تمام جامعه درمقابلش انعکاس داشته باشد آن هم در مباحات و درمسائلی که برای مردم مباح است،یعنی امر شرعینیست و می‌گوید من میل دارم خانه‌ام را این‌گونهبسازم،در مباحات نمی‌توان به مردم فشار آورد،منمی‌گویم که وظیفۀ معمار انقلابی مسلمان این است کهسردمدار و پیشرو باشد و سنتهای حسنه را درمحدوده‌ای که امکان پیدا می‌کند ایجاد کند."

صفحه:
از 3 تا 13