Skip to main content
فهرست مقالات

عقرب

نویسنده:

مترجم:

(1 صفحه - از 46 تا 46)

کلید واژه های ماشینی : عقرب، اشعار، پول، کتاب، راینیگ، آدم، فروشنده، گوشه لبش فکر، عقرب به چشمانش فکر، فکر، رادیویی، کتاب‌باز، Die، عقرب به بینی‌اش فکر، خوب، مجموعه حکایات، عقرب به ابروهای، عقرب سرش، عقرب به لاله‌ی گوش‌هایش، عقرب به حرکت عصبی، فاصله چشم‌هایش، مجموعه اشعار، گوش‌هایش فکر، شعر و شاعری پرداخت، دست محکم به سینه، دست دادن به فروشنده، دستش به سینه، در برلین، پرداخت و مدتی، کتابی پیدا

خلاصه ماشینی: "(به تصویر صفحه مراجعه شود) عقرب *نویسنده:کریستینا راینیگ مترجم:رضا نجفی آدم نرمخو و مهربانی بود. از او پرسیدند:«چرا نمی‌روی میان مردم؟»خودش را در آینه نگاه کرد و متوجه حرکت زشت و عصبی در عضلات گوشه‌ی لبش شد و گفت:«آدم خوبی نیستم. عقرب به چشمانش فکر کرد که فاصله‌شان از هم بسیار کم بود و از وسوسه این‌که از نزدیک‌بینی‌ خانم سوء استفاده کند و دو چندان از او پول بگیرد،صرفنظر کرد. در کتابفروش کتابی پیدا کرد که مدت‌ها بود دلش می‌خواست آن را داشته باشد. عقرب به لاله‌ی گوش‌هایش فکر کرد و کتاب را سر جایش گذاشت و کتاب دیگری برداشت. زمانی که می‌خواست پول آن را بدهد،یکی از آن‌ آدم‌هایی که کتاب‌باز هستند،جلویش سبز شد و شکوه‌کنان گفت:«این همان کتابی است که سالهاست‌ دنبال آن می‌گردم. حالا تو داری آن را می‌خری؟»عقرب به حرکت عصبی و زشت گوشه لبش فکر کرد و گفت:«بسیار خوب،شما کتاب را بردارید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.