Skip to main content
فهرست مقالات

مرد تنها، قرار

شاعر:

(1 صفحه - از 50 تا 50)

خلاصه ماشینی:

"قدم زدن آغاز می‌کرد خسته سر به پایین با قدم‌های بلند مردی که کفش‌هایش را درست به پا نمی‌کرد و هنگامی که راه می‌رفت صدای ناموزون قدم‌هایش در هوا می‌پیچید قرار امروز با مرگ قرار ملاقات دارم وعده‌ی ساده‌ای است باهم قهوه می‌نوشیم و از آخرین فیلم‌های ماه صحبت می‌کنیم در این چند روز گذشته که در انتظار ملاقات با او هستم احساس راحتی غمگینی مرا گرفته... امروز با مرگ قراری دارم در ساعت مقرر"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.