Skip to main content
فهرست مقالات

اساطیر و داستان های شاهنامه: چشم زخم زدن به روایت شاهنامه

نویسنده:

(3 صفحه - از 84 تا 86)

کلید واژه های ماشینی : شاهنامه ،چشم‌زخم زدن به روایت شاهنامه ،اسفندیار ،داستان ،گشتاسب ،رستم ،داستان رستم و اسفندیار ،زرتشت ،دین زرتشت ،رویین‌تن ،دین ،دیو ،مادر ،ایران ،تاج و تخت ،تاریخ ،چشمه‌ی مقدس ،پدرم گشتاسب دین ،دیو آز ،زابلستان ،پادشاهی ،چشم اسفندیار ،پدر درگذشت تاج و تخت ،زابلستان به دست رستم ،سی‌مرغ ،سخن ،زرتشت اسفندیار ،قوزک پایش ،گشتاسب آیین زرتشت ،تاج گشتاسبی

خلاصه ماشینی:

"گر این تیزی از مغز بیرون کنی‌ بکوشی و بر دیو افسون کنی‌ ز من هرچه خواهی تو فرمان کنم‌ به دیدار تو رامش جان کنم‌ مگر بند کز بند عاری بود شکستن بود،زشت کاری بود نبیند مرا زنده با بند کس‌ که روشن روانم برینست و بس روز بعد اسفندیار و رستم از سلسله‌ی نسب و قدرت‌های خود سخن‌ می‌گویند و اسفندیار از مجاهدت‌هایش در راه دین زرتشت با تفاخر یاد می‌کند: برافروختم آتش زردهشت‌ که با مجمر آورده بود از بهشت پاسخ رستم خیلی تند است: چه‌سازی برین تاج گشتاسبی‌ بدین تازه آیین لهراسبی‌ که گر چرخ گرید مرا کاین نیوش‌ به گرز گرانش بمالم دو گوش‌2 و تبعیت گشتاسب را از«دیو آز»-که قبلا گفتم-به اسفندیار گوش زد می‌کند: که اکنون بگویی تو از کار بند مرا بند و رای تو آید گزند مگر کاسمانی سخن دیگر است‌ که چرخ روان از گمان برتر است‌ همی پند دیوان پذیری همی‌ ز دانش سخن برنگیری همی‌ ترا سال برنامد از روزگار ندانی فریب بد شهریار تو یکتا دلی و ندیده جهان‌ جهانبان بر مرگ تو کوشد نهان‌ گراویدون که گشتاسب از روی بخت‌ نیابد همی سیری از تاج و تخت‌ به گرد جهان بردواند ترا بهر سختی‌یی پروراند تو را به روی زمین یکسر اندیشه کرد خرد،چون تبر،هوش چون تیشه کرد (همان،838 تا 831) بعد از این همه مباحثات موضوع به نبرد ختم می‌شود و با مرگ اسفندیار موضوع به پایان می‌رسد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.