Skip to main content
فهرست مقالات

داستان سیاوش در شاهنامه

نویسنده:

(2 صفحه - از 87 تا 88)

کلید واژه های ماشینی : سیاوش ،شاهنامه ،داستان سیاوش در شاهنامه ،داستان ،فر ،گرسیوز ،افراسیاب ،توران ،سودابه ،کاووس ،آتش ،زن ،مهر ،خرد ،پیمان ،رستم ،رمز ،مادر ،ایزد ،نماد ،دکتر بتول فخر اسلام ،آغاز داستان سیاوش ،راز ،نام سیاوش در داستان ،گذر ،دختر ،ایران ،مادر سیاوش ،پیران ،سخن سیاوش ز پیمان

خلاصه ماشینی:

"برای سیاوش و شناسایی‌اش،نگاهی به توصیفات مربوط به او، یاری‌رسان است؛«کودکی چون پری»و«فرح»از این زن گمنام که‌ نژاد از گرسیوز دارد،به دنیا می‌آید: جهان گشت از آن خوب پر گفت‌وگوی‌ کزان گونه نشیند کس موی و روی (شاهنامه،ج 3،ص 10) در توصیفی که زنان شبستان از سیاوش دارند،به‌گونه‌یی تعلق‌ افلاکی سیاوش پدیدار می‌گردد: تو گویی به مردم نماند همی‌ روانش خرد برفشاند همی (شاهنامه،ج 3،ص 18) سودابه-نامادری سیاوش-او را دارنده‌ی«فر چهرپری» می‌خواند و سیاوش راز آفرینش خود را بر این زن جادوپیشه فاش‌ می‌سازد: و دیگر که پرسیدی از چهر من‌ بیامیخت با جان تو مهر من‌ مرا آفریننده از فر خویش‌ چنان آفرید ای نگارین ز پیش‌ تو این راز مگشای و با کس مگوی‌ مرا جز نهفتن همان نیست روی (شاهنامه،ج 6،ص 23) سیاوش به گفته‌ی خود«از پیش»و از فر یزدانی سرشته شده‌ است،از زبان گرسیوز-نیای مادر و قاتل سیاوش-« دلیر و سخن‌گوی‌ و گرد و سوار/ تو گویی خرد دارد اندر کنار »معرفی می‌شود و«پیران‌ ویسه»نیز تاکید بر خردمندی سیاوش دارد،آن جا که به افراسیاب‌ چنین می‌گوید: هنر با خرد نیز بیش ازنژاد ز مادر چنو شاهزاده نزاد (شاهنامه،ج 3،ص 72) و در خطاب به سیاوش می‌گوید: سه چیزست بر تو که اندر جهان‌ کسی را نباشد ز تخهم مهان‌ یکی آنک از تخمه‌ی کی قباد همی از تو گیرند گویی‌نژاد و دیگر زبانی بدین راستی‌ به گفتار نیکو بیاراستی‌ سه دیگر که گویی که از چهر تو ببارد همی بر زمین مهر تو (شاهنامه،ج 3،صص 80 و 81) بدین‌ترتیب،شاهنامه،سیاوش را مردی بی‌همتا و خردمند، تافته‌ی مهر وفره‌مند و راستگو می‌شناساند،مردی که به گواهی‌ شاهنامه،به دلیل«نگهداشت پیمان»از پدر و میهن به سوی دشمن‌ پناهنده می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.