Skip to main content
فهرست مقالات

تراژدی و نقش آن در سیمای کلام فردوسی و شکسپیر

نویسنده:

(3 صفحه - از 98 تا 100)

کلید واژه های ماشینی : تراژدی، قهرمان، فردوسی، شکسپیر، سیمای کلام فردوسی و شکسپیر، مکبث، سیاوش، تراژدی بعدی فردوسی ماجرای سیاوش، داستان، شاهنامه

خلاصه ماشینی:

"بعد این ضعف‌ انسانیت در چهره‌ی کاووس را افراسیاب نمود کامل پیدا می‌کند؛ هرچند اینان قهرمان درجه‌ی دوم داستان هستند،ولی وجودشان خود موثر است،چرا که کاووس آن‌قدر سبکسر و خیره‌سر است و آن‌قدر از انسانیت واقعی فرار کرده که حتا در مقابل رستم با آن همه پهلوانی‌ها و از خود گذشتگی‌ها جواب رد بر سینه‌ی او می‌زند و از دادن نوشدارو خودداری می‌کند و افراسیاب آن‌قدر پست و حیله‌گر است که در ابتدای‌ داستان نمی‌خواهد ماجرای نسب سهراب و رستم را به سهراب یادآور شود،مبادا این‌که با هم متحد شده و خطری برای او به وجود بیاورند. سیاوش معتقد است«از زندگی همه زهر باید چشید»یا آن جا که از اغتنام وقت یاد می‌کند و می‌گوید: بیا تا به شادی دهیم و خوریم‌ چو گاه گذشتن شود بگذریم‌ چه بندی دل اندر سرای سپنج‌ چه نازی به گنج و چه نالی ز رنج او با خود می‌اندیشد که اگر قسمت او مردن باشد،پس هیچ‌ کوششی برای فرار از آن فایده ندارد« که با اختر بد به مردی مکوش » قهرمانی سیاوش این‌جا نمود دارد که پایان تراژدی بی‌آن‌که کوششی‌ برای ادامه‌ی حیات داشته باشد از این عقیده‌ی آسمانی‌اش دفاع می‌کند و خود و یارانش،بی‌آن‌که کوچک‌ترین دفاعی از خود بکنند،به دست‌ ترکان کشته می‌شود. البته این گفته‌ها در آثار مکبث نیز وجود دارند،اما نمودشان در داستان ایرانی عینی‌تر و مشهودتر است؛چراکه خواننده‌ی‌ ایرانی تبارشناسی اخلاقی را می‌فهمد،او با قهرمانش حرکت می‌کند و با هریک از ویژگی‌های پهلوان منشانه‌ی قهرمانش می‌بالد،این‌جاست‌ که باید بگوییم احساس خواننده،داور کلام است و اثر را ماندگار می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.