Skip to main content
فهرست مقالات

برخورد آرا و اندیشه ها

نویسنده:

(11 صفحه - از 110 تا 120)

خلاصه ماشینی:

"به چند نمونه از مرواریدهای به رشته کشیده‌ی مفتون در وصف‌ میوه‌ها اشاره می‌شود: به بوستان این یکی گفت که من«آلو»ام‌ یکی دهن کرد پر که بنده«شفتالو»ام‌ یکی چو خور جلوه کرد که بنده«زردآلو»ام‌ چهره‌ی یک برفروخت که بنده«خرمالو»ام‌ «شلیل»گفتا که من در همه‌جا خالوام‌ «قیسی»گفتا منم به این همه شهریار به پنجه‌ی بوته‌یی،گوجه‌فرنگی نگر فرنگئی سرخ‌رو به این قشنگی نگر باب دل شیخ و شاب به شوخ و شنگی نگر رب ورا چون شراب به سرخ‌رنگی نگر مشتری او کنون،زهره‌ی چنگی نگر داشت اگر پیش از این طبع از او انزجار به هندوانه نگر،مشکی شکل کره‌ مشکی دست قضا،زده درش را گره‌ چو دایه‌یی حامله،چو دختری باکره‌ رسیده‌اش هم‌چو خون،نارس او چون کره‌ خفته در او هسته‌ها،کنگره بر کنگره‌ شب‌پره در طاس خون،مگس به جام عقار در این مسمط مفتون هم‌چون ابن امین(ص 23،شماره‌ی 36) به نعیم تاخته و گفته است: امام باید همی که حی و یعرف بود دامن او خلق را تمام برکف بود یا به کف یعرفی باشد و در صف بود نسخه پی نسخه تا جلو مردف بود هرکه بگوید جز این پوچ و مزخرف بود بدون این سابقه غلط بود انتظار بانی نشناخته،نیای نشناخته‌ نبی نشناخته،خدای نشناخته‌ امام نشناخته،ولای نشناخته‌ صلات نشناخته،دعای نشناخته‌ کتاب نشناخته،هدای نشناخته‌ به حق حق ذره‌یی ترا نیاید به کار هم‌چنان‌که نعیم در بهاریه‌ی خود به مدح عبای افندی‌ می‌پردازد،مفتون هم در این اثماریه به مدح صالح علی شاه(مرادش) می‌پردازد و او را نماینده‌ی امام غایب می‌داند: به هر زمان یک نفر ز حق قیامت کند مظهر قائم شود به ما امامت کند به‌جای آن نور پاک ز حق اقامت کند علائمش این بود کشف و کرامت کند به‌غیر صالح کسی کو که شهامت کند؟ که پایه‌ی دین حق به او شود استوار ای که از خیل بتان،مفتون مفتون‌تست‌ لیلی لیلی‌تست،مجنون مجنون‌تست‌ هرکه به دین تونیست،به دهر مدیون‌تست‌ به مذهب جعفری بالله مغبون‌تست‌ حزب تو،حزب الله است،قانون قانون‌تست‌ بابک،باب النجاة-دارک،درا القرار مفتون در آخر مسمط به نعیم تاخته و او را شاعری بی‌خرد معرفی می‌کند: نعیم آن شاعر اجنبی بی‌خرد که گفته کرده ظهور مظهر حی صمد خدای فرد احد،گفته به هر دیو و دد کور بود آن‌که او،خوب نداند ز بد با دهن سگ اگر بحر نجس می‌شود باز به آن گفته نیست یک سر مو اعتبار آقای حسن عاطفی در شماره‌ی 26 ماهنامه‌ی حافظ نوشته‌اند که دوگانگی سبک سخن در ابتدا و انتهای مسمط شاهد بر آن است‌ که بخش نخستین مسمط از میر سید حسین منزوی و بخش پایانی‌ از نعیم است،حال آن‌که ممکن است شاعری در زمان مناسب شعری‌ را آغاز کند که حال و هوای شعر گفتن و الهامات ذوقی بر او غلبه کرده‌ باشد و اشعاری مناسب حال بگوید و در عین حال این حالت از او سلب‌ گردد و بقیه‌ی شعر به زمان یا روز دیگری موکول گردد که شاعر تلاش کند به هر نحوی شده،شعر را به اتمام برساند که در این‌ صورت دوگانگی سخن تا حدودی آشکار می‌نماید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.