Skip to main content
فهرست مقالات

تأثر حافظ از خیام

نویسنده:

(4 صفحه - از 22 تا 25)

کلید واژه های ماشینی : خیام ،حافظ ،رباعیات ،دیوان ،مضمون ،باده ،شعر ،حافظ از خیام ،باده‌ی شعر و اندیشه‌ی خیام ،رندی ،جام ،دیوان حافظ ،رباعیات خیام ،طرب‌خانه ،وطن ،بهار ،مضمون مشترک ،دهر ،واژه‌ی ،فلک ،لاله ،حور ،بهار و باده‌ی خیام ،ایران ،شعر حافظ ،مشترک ،اندیشه‌ی ،طرز بیان مشترک ،بیان ،خرابات

خلاصه ماشینی:

"ور عدل بدی به کارها در گردون‌ کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی (رباعیات،ص 115) حافظ: فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل فضلی و دانش،همین گناهت بس (دیوان،ص 364) 16-مضمون و بیان شبیه به هم خیام: از هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود که آوردن و بردن من از بهرچه بود (رباعیات،ص 43) حافظ: عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم‌ دریغ و درد که غافل ز حال خویشتنم (دیوان،ص 464) 17-شباهت مضمون و تعبیر خیام: پس بر سر این دو راهه‌ی آز و نیاز تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز (رباعیات،ص 98) حافظ: فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل‌ چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن (دیوان،ص 534) 18-دیدگاه مشترک خیام: اسرار ازل را نه تو دانی و نه من‌ وین حرف معما نه تو خوانی و نه من (طربخانه،ص 250) حافظ: حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کم‌تر جو که کس نگشود و نگشاید به حکمت،این معما را (دیوان،ص 5) 19-مضمون واحد خیام: هر ناله که رندی به سحرگاه زند از طاعت زاهدان سالوس به است (رباعیات،ص 84) خیام: می خوردن و گرد نیکوان گردیدن‌ به زان که به زرق زاهدی ورزیدن (طربخانه،ص 88) حافظ: می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب‌ بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند (دیوان،ص 265) 20-شباهت در قافیه و ردیف خیام: با خوش پسران باده‌ی ناب اولی‌تر در صومعه،نغمه‌ی رباب اولی‌تر چون عالم دون‌پیشه نماند جاوید از باده در او مست و خراب اولی‌تر (طربخانه،ص 71) حافظ: این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی‌ وین دفتر بی‌معنی،غرق می ناب اولی‌ چون عمر تبه کردم چندان‌که نگه کردم‌ در کنج خراباتی افتاده خراب اولی‌ من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت‌ این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی (دیوان،ص 634) 21-مضمون مشابه خیام: در دهر چو آواز گل تازه دهند فرمای بتا که می به اندازه دهند (رباعیات،ص 90) حافظ: صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ورنه اندیشه‌ی این کار فراموشش باد (دیوان،ص 142) 22-طرز بیان مشترک خیام: فصل گل و طرف جویبار و لب کشت‌ با یک دو سه اهل و لعبتی حور سرشت‌ پیش آر قدح که باده‌نوشان صبوح‌ آسوده ز مسجدند و فارغ ز کنشت (طربخانه،ص 212) حافظ: مفروش به باغ ارم و نخوت شداد یک شیشه می و نوش لبی و لب کشتی (دیوان،ص 593) حافظ: دو یار زیرک و از باده‌ی کهن دو منی‌ فراغتی و کتابی و گوشه‌ی چمنی (دیوان،ص 650) 23-جناس اشتقاق در واژه‌های مقیم و مقام خیام: چون نیست مقام ما در این دهر مقیم..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.