Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی گذرا به هشت کتاب باستانی

نویسنده:

(3 صفحه - از 60 تا 62)

کلید واژه های ماشینی : شعر، سهراب، شاعر، کتاب، قطعه، صدای پای آب، هشت کتاب، رنگ، نیمایی، عشق

خلاصه ماشینی:

"در جست‌وجوی عالمی والاتر،با حال و هوایی دیگر بود،شاید به‌ همین دلیل باشد که وقتی از احمد شاملو،مرد سیاست و اجتماع‌ می‌پرسند:نظر شما درباره‌ی سهراب سپهری چیست؟بی‌درنگ‌ پاسخ می‌دهد:مگر چنین شاعری هم هست؟!مسلما شاملو می‌خواهد بگوید،در این روزگار شاعری که در اندیشه‌ی مردم نباشد، وجود و عدمش یکسان است،گرچه این سخن تند و بی‌پرواست،اما چون نظر شاعری بزرگ است،نمی‌توان آن را نادیده گرفت. سبک اشعار سهراب سپهری در پاره‌یی جاها علاوه بر نیما یوشیج،فروغ فرخزاد را فرایاد می‌آورد:جمع اشعارش در کتابی به نام‌ هشت کتاب،گردآوری شده و کتابخانه‌ی طهوری تهران،برای‌ اولین بار آن را در سال 1356 چاپ و منتشر کرده است. مرگ رنگ در سال 1330 به چاپ رسیده و شامل 22 قطعه شعر است،قالب این اشعار بیش‌تر نیمایی و گاهی ترکیبی از چهار لختی و نیمایی‌ست. پاره‌یی دیگر حال و هوای مولوی در دیوان شمس را القا می‌کند یا سخنان بودا را فریاد می‌آورد،مانند قطعه‌های«هایی،شکپوی،شورم را،بودهی»در این‌ کتاب سپهری به عالم دل‌خواه خود نزدیک شده است. مسافر هم مانند صدای پای آب تنها یک شعر است که چاپ‌ اول آن در شماره‌ی پنجم دوره‌ی دوم مجله‌ی آرش در سال 1345 صورت گرفته است. همه‌چیز را زیباتر می‌بیند و عاشقانه تعبیر می‌کند «قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه‌ی اشکال»می‌کوشد که در این منزل‌ بماند«من ایستادم و آفتاب تغزل بلند بود»اما این مسافر،بر قایق‌ سوار است و قایق‌ران کس دیگری‌ست،درنگ ندارد و مسافر را به‌ ساحل‌های دیگر می‌برد«بلی عبور باید کرد و هم‌نورد افق‌های دور باید شد». خواننده از بیش‌تر این اشعار کم‌تر چیزی دریافت می‌کند و سهراب خود در حق و واقع نام آن‌ها را ما هیچ،ما نگاه نهاده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.