Skip to main content
فهرست مقالات

ویژگی های ترکیبی زبان فارسی

نویسنده:

(3 صفحه - از 23 تا 25)

کلید واژه های ماشینی : آب، ترکیب، ترکیبی زبان فارسی، آبرو، دکتر حسن احمدی گیوی، اسم، مرکب، صفت، اسم مرکب، پسوند

خلاصه ماشینی:

"4-صفات مرکب مشتق که در آن‌ها کلمه‌یی مرکب از«آب» دوباره با پسوند یا یکی از بن‌های ماضی و مضارع فعل ترکیب شده‌ است:آبجوساز،آبجوفروش،آبروخواه،آبرودار،آبروریخته،آبشارکوب، آبگیرناک،آبگینه‌فروش،آبمال‌واره،آب‌حوض‌کش،آبدستان‌دار، آبدست‌انداز،آبدوات‌کن و... 10-اسم مرکب جامد که از آب و یک یا دو کلمه یا جزء دیگر ترکیب یافته است،(اعم از اضافه‌ی مقلوب و جزء آن):آب‌انبار، آب‌اکسیژن،آب‌اکسیژنه،آب‌بن،آب‌بها،آب‌ترازو،آب‌تره،آب‌جا (-آبجای)،آب چلو،آب حوض،آب‌خانه،آبخون،آبدارو،آب‌دره، آبدست،آبرنگ،آبدوغ،آبدوغ خیار،آبدندان،آبدهان،(-آبدهن)آبراه‌ (-آبرو)،آبراهه،آبرخ،آبرو(-آبروی)،آبرود،آب روغن،آب‌زه، آب زیپو،آبسال،آبسرد(-آبسرد)،آبسرا،آبسکون،آبشنگ،آبشور ،آبشوره،آبشی،آب‌شیر،آب طلا،آب غوره،آب غوره پلو،آب‌کنار، آبگوپیل(نوعی مرغابی)،آبکور،آبکوه،آبکوهه،آبگاه،آبگوشت، آبگون‌صدف،آبگون‌قفس،آبگه،آبگینه‌خانه،آبگینه‌طارم،آب‌لمبو (-آب‌لمبه-آب‌لنبو-آب‌لنبه)،آب لیمو،آب‌ماه،آب‌مروارید،آبنای، آب‌نبات،آب‌نمک و... 17-اسم مصدر مرکب مشتق که در آن کلمه‌یی مرکب از آب، دوباره با بن مضارع فعلی به اضافه یای اسم مصدر ترکیب می‌یابد و پاره‌یی از آن‌ها معنی اسم زاید مکان نیز به‌کارمی‌روند:آبجوسازی، آبجوفروشی،آب حوض کشی،آبروبندی،آبروخواهی،آبروداری، آبروریزی،آب‌وهواشناسی. 18-اسم مصدر مرکب جامد که از آب و یک چند جزء دیگر به‌ اضافه‌ی یای اسم مصدری ترکیب یافته است:آب‌تنی،آبرومند، آب‌طلاکاری،آبکاری،آبگونی،آبگینه گری،آبیاری،بی‌آبرویی و... 27-نمونه‌هایی از ده‌ها ترکیب فعلی که با آب شروع شده‌اند و در بیش‌تر آن‌ها یکی از حروف اضافه به کار رفته است:آب از آب تکان‌ نخوردن(یا نجنبیدن)،آب از بالا بستن،آب از گلو بریدن،آب بر آتش‌ زدن(یا ریختن)،آب بر آب ریختن،آب بر گلو نرفتن،آب به گلو جستن،آب از سر(تارک)گذشتن،آب از جگر بخشیدن،آب از چک‌ وچانه سرازیرشدن،آب از دریا بخشیدن،آب از سر(یا سرچشمه یا بنه)تیره بودن،آب‌افتادن دهان(یا در دهان یا اندر دهان یا به دهان)، آب‌انداختن ستور،آب‌انداختن ماست و آش و جز آن،آب‌به‌آب شدن، آب(-آب رفته)به جوی بازآمدن(یا آوردن)،آب به جوی کسی روان‌ بودن،آب پاکی روی دست کسی ریختن،آب در جگر داشتن(یا نداشتن،آب در چیزی کردن،آب در هاون سودن(-کوفتن- کوبیدن)،آب کسی یا چیزی روشن بودن،آب زیر پوست کسی افتادن، آبشان به یک جو نرفتن و..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.