Skip to main content
فهرست مقالات

حافظ شناسی: این کیمیای هستی: مجموعه مقالات و یادداشت های دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی درباره حافظ

نویسنده:

(3 صفحه - از 90 تا 92)

کلید واژه های ماشینی : حافظ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، طنز، اشعار، مقالات هشت‌گانه‌ی کتاب طنز حافظ، شعر حافظ، کنایه، طنزپرداز، کیمیای هستی، کتاب، عشق، ذوق، دکتر شفیعی، دکتر شفیعی طنز، دکتر شفیعی کدکنی، وجه، طریقه، کتاب جناب دکتر شفیعی، واژه‌ی، طنزپرداز طنز، حافظ طنز، دیوان حافظ، کنایه طنزی، به‌معنی، عدم تناسب، ذوق و حال اشعار، حافظ بیش‌تر به کنایه، کار، تلاش، اشعار عربی حافظ

خلاصه ماشینی: "اما ساقی کمان‌ابرو که باید باده در جام او بریزد،برخلاف دختر می‌فروش عشوه‌گر به عتاب و پرخاش برمی‌خیزد و به او خطاب‌ می‌کند که برو،این دام را جایی دیگر بگستر،چون من مثل عنقا شکار کسی نمی‌شوم: برو این دام بر مرغ دگرنه‌ که عنقا را بلند است آشیانه اما این پرخاش‌جوی عصیانگر ناگهان همانند عارفی سالک زبان‌ به یکتاپرستی می‌گشاید تا حافظ را به جوهر وحدانیت آگاه سازد: ندیم و مطرب و ساقی همه اوست‌ چنان آب و گل در ره بهانه این جاست که حافظ طنز ملایم خود یعنی همان کنایه‌ی رندان را به میان می‌آورد و می‌گوید:این‌که می‌گویی همه چیز،اوست،چرا وصالش نصیب کسی نمی‌شود و فقط به خودش عشق می‌ورزد: که بندد طرف وصل از حسن شاهی‌ که با خود عشق ورزد جاودانه؟ آن‌وقت می‌گوید ساقی عزیز!برخیز و کار خودت را از سر بگیر و باده به جامم بریز تا از این دریای ناپیدای کرانه بگذریم که بقیه افسانه‌ و افسون است و زندگی معمایی حل نشدنی نیست: بده کشتی می تا خوش براییم‌ از این دریای ناپیدا کرانه‌ وجود ما معمایی‌ست حافظ که تحقیقش فسون است و فسانه این نظریه‌ی اصحاب تجلی که خداوند دوست داشت خود را ببیند،لاجرم هستی را آفرید تا خود را در آن تجلی نماید،در زمان‌ حافظ نظریه‌یی پذیرفتنی برای دین‌مداران و فیلسوفان عصر بوده، ولی حافظ به خداوند طرزی دیگر می‌اندیشیده و آن‌چه ادراک‌ می‌کرده تا امروز کسی از آن فراتر نرفته است،هستی را این‌چنین‌ وصف می‌کند: ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست‌ آن‌چه آغاز ندارد نپذیرد انجام تا امروز فراتر نرفته‌ایم و فرضیه‌ی انفجار بزرگ،بیگ‌بنگ به جایی راه نبرده است،ولی حافظ شرح‌ بسته‌یی می‌دهد و گشایش آن را به‌ فهم آن‌کس که آن را طلب می‌کند، واگذار می‌کند: آن کو نکند فهمی زین کلک خیال‌انگیز نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم‌وبیش‌ که من این مساله،بی‌چون و چرا می‌دانم‌ هر شبنمی درین ره صد بحر آتشین است‌ دردا که این معما شرح و بیان ندارد زین قصه هفت گنبد فلاک پرصداست‌ کوته‌نظر نگر که سخن مختصر گرفت اراده‌ی معطوف به آزادی آقای دکتر شفیعی کدکنی در این‌ کتاب اشاره‌یی هم به اراده‌ی آدمی‌ می‌کنند که به خلاف نیچه،اندیشمند آلمانی که آن را معطوف به قدرت‌ می‌داند،آن را معطوف به آزادی می‌نمایند که کاملا درست است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.