Skip to main content
فهرست مقالات

ویژه ی مولوی: ناله ی نی

نویسنده:

(3 صفحه - از 5 تا 7)

کلید واژه های ماشینی : مولوی، مثنوی، عشق، ناله‌ی نی، شاعر، تمثیل، آتش، معنی، زبان، عاشق

خلاصه ماشینی:

"ناله‌ی نی نیز چون بدن محسوس‌ است،اما راز او چون جان نادیدنی‌ست و همه‌ کس آن را در نمی‌تواند یافت: هر کسی کو دور ماند ار اصل خویش‌ باز جوید روزگار وصل خویش‌ من به هر جمعیتی نالان شدم‌ جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم‌ هر کسی از ظن خود شد یار من‌ از درون من نجست اسرار من‌ سر من از ناله‌ی من دور نیست‌ لیک چشم و گوش را آن نور نیست‌ تن ز جان و جان ز تن مستور نیست‌ لیک کس را دید جان دستور نیست این نیاز به هم‌زبانی و جستن و نیافتن‌ در مواردی دیگر از شعر مولوی نیز جلوه‌گر است،از آن جمله گوید: هم‌زبانی خویشی و پیوندی‌ست‌ مرد با نامحرمان چون بندی‌ست‌ ای بسا هندو و ترک هم‌زبان‌ ای بسا دو ترک چون بیگانگان‌ پس زبان محرمی خود دیگر است‌ هم‌دلی از هم‌زبانی بهتر است‌ غیر نطق و غیر ایما و سجل‌ صد هزاران ترجمان خیزد ز دل... در غم ما روزها بیگاه شد روزها با سوزها همراه شد روزها گر رفت گو رو باک نیست‌ تو بمان ای آن‌که چون تو پاک نیست ذهن مضمون‌پرداز و معنی‌آفرین‌ مولوی اینک از تمثیل ساده‌ی«ماهی و آب» -که زندگی اولی بسته به دومی‌ست و به‌ همین سبب از آن سیری نمی‌تواند داشت- نکته‌یی ظریف را فرا می‌نماید:اشتیاق‌ پایان‌ناپذیر عاشق راستین در عشق به حق‌ به نیاز جاودانه‌ی ماهی به آب می‌ماند،اما آن‌که از سعادت عشق و طلب،بی‌روزی و بی‌نصیب است،مستعد دل‌سیری و ملال‌6 است و نابردباری: هر که جز ماهی ز آبش سیر شد هر که بی روزی‌ست روزش دیر شد بدیهی‌ست بی‌درد از حال اهل درد و خام از حال پخته خبر نمی‌تواند داشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.