Skip to main content
فهرست مقالات

جز حیرتم نیفزود

شاعر:

(1 صفحه - از 47 تا 47)

کلید واژه های ماشینی : غزل، حافظ، ساقی، شمع، کام، صفای، شمع دل دم سازان، آتش اشکم دل شمع، غزلیات حافظ، گر

خلاصه ماشینی: "جز حیرتم نیفزود ز آن یار دل نوازم شکری‌ست با شکایت‌ گر نکته‌دان عشقی خوش بشنو این حکایت‌ بی‌مزد بود و منت هر خدمتی که کردم‌ یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت‌ رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس‌ گویی ولی‌شناسان رفتند ازین ولایت‌ در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت‌ چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی‌ جانا روا نباشد خون ریز را حمایت‌ در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه‌یی برون آی ای کوکب هدایت‌ از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از ین،بیابان،وین راه بی‌نهایت‌ ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم‌ یک ساعتم بگنجان در سایه‌ی عنایت‌ این راه را نهایت صورت کجا توان بست؟ کش صد هزار منزل بیش است در بدایت‌ هرچند بردی آبم روی از درت نتابم‌ جور از حبیب خوش‌تر کز مدعی رعایت‌ عشقت رسد به فریاد گر خود بسان«حافظ» قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.