Skip to main content
فهرست مقالات

یکی بود یکی نبود

نویسنده:

(1 صفحه - از 33 تا 33)

کلید واژه های ماشینی : بوف کور، راوی بوف کور از پیرمرد، داستان، هدایت، خودآگاه، راوی، هدایت در بوف کور، خواب، روانکاوی، رویایی، فروید، عقده‌ی، بوف کور و غوغا، ضمیر خودآگاه هدایت، ادبی، اندام اثیری، روح، ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه، زندگی، آرزوهای، قابیل‌ها، زیبا، هستی، وجدان ناخودآگاه، مردم، زندگی‌اش در خواب، جوشش و غوغا، پرده‌ی رمز، هوشیار، زندگی زیبا

خلاصه ماشینی: "عجب آن که زنی که در ضمیر ناخودآگاه‌ یک اندام اثیری و اختری داشت،حالا در ضمیر خودآگاه‌ هدایت به یک لکاته تبدیل می‌شود که سرخاب و سفیدآب کرده و خود را با هفت قلم آراسته است. ازنظر روانکاوی،حضور آن پیرمرد که مانع کام‌جویی‌ راوی می‌شود،می‌تواند نقش«بالغ»یا«پدر»را در وجود هدایت داشته باشد،درست مثل آن‌چه در داستان یوسف‌ است و به«برهان رب»از آن تعبیر شده،شایدهم نقش‌ پدرانه‌ی اودیپ باشد. نفرتی که راوی بوف کور از پیرمرد مزاحم دارد، عقده‌ی اودیپ را تقویت می‌کند. بوف کور،داستانی‌ست به‌ شیوه‌ی رمز و تمثیل:حوادثی که راوی/قهرمان داستان‌ در زندگی خود تجربه/تصور کرده. بدین‌گونه باید نتیجه گرفت که بوف کور یک‌ حدیث نفس/یک بث الشکوی و یک صحنه‌ی کاملا روانکاوانه است:راوی،همانند یک بیماری روحی که‌ روی رختخواب روانکاو خوابیده و عقده‌هایش را باز می‌کند،چیزهایی را می‌گوید که دیگران جرات اعتراف‌ به آن‌ها را ندارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.