Skip to main content
فهرست مقالات

غبار قرن ها زبان و ادبیات فارسی شکست و دل مردگی در آیینه ی اساطیر شعر اخوان ثالث

نویسنده:

(6 صفحه - از 25 تا 30)

کلید واژه های ماشینی : اسطوره ،اخوان ،شعر ،اسطوره‌ی شعر اخوان ،آیینه‌ی اساطیر شعر اخوان‌ثالث ،قصه‌ی شهر سنگستان ،مرد ،زبان ،کتیبه ،اخوان‌ثالث ،شهر ،آب ،راز ،زمین ،فرهنگ ،زبان و ادب ،اقوام ،ایران ،خاک ،تاریخ ،آتش ،هنر ،اخوان ثالث ،درخت ،جادویی ،قرن ها زبان و ادبیات ،امید ،غبار قرن‌ها ،طبیعت ،دل‌مردگی در آیینه‌ی اساطیر

خلاصه ماشینی:

"]16 وجود عبارت:«کسی راز مرا داند/که از این رو بدان رویم بگرداند» که با قلم سحار اخوان انگار بر دورتادور بدنه‌ی کتیبه حک شده است؛ می‌تواند یادآور نقشی اثیری و رازناک باشد که جاودان یاد صادق هدایت‌ در سراسر بوف‌کور به کرات با آن روبه‌رو است:«اما بعد از آن‌که آن دو چشم را دیدم،بعد از آن‌که او را دیدم،اصلا معنی،مفهوم و ارزش هر جنبش و حرکتی از نظرم افتاد،ولی چیزی که غریب،چیزی که‌ باور نکردنی‌ست:نمی‌دانم چرا موضوع مجلس همه‌ی نقاشی‌های من‌ از ابتدا یک‌جور و یک‌شکل بوده است. بنابراین هنرمندی چون اخوان را که کاشف و راوی و تصویرگر وقایعی‌ست از این دست نمی‌توان مورد ملامت قرار داد چرا که: مسکین چه کند حنظل اگر تلخ نگوید پرورده‌ی این باغ نه پرورده‌ی خویشم‌19 سایه‌ی اطوره‌وار این شکست که انگار صورت ازلی زنی‌ست که‌ «یونگ»در نهاد مردان سراغ دارد،بر آثاری چون:تسلی و سلام،کاوه‌ یا اسکندر،زمستان،چاووشی،میراث،آخر شاهنامه،مرد و مرکب،آن‌گاه‌ پس از تندر،ناگه غروب کدامین ستاره،خوان هشتم و آدمک،شوش و مار قهقهه،و به تقریب بر همه‌ی آثار پرارج اخوان سنگینی می‌کند که‌ نمی‌شود حضورش را نادیده گرفت یا از آن گریخت؛زیرا این ذهنیت‌ شوم و منحط،واقعیتی‌ست عینی و ملموس که از معبر قرن‌ها تهاجم و تاراج،از قعر شب‌های پراشباح و خون و آتش و بیداد از جغد و جادوی‌ ویرانه‌های به‌جا مانده از عرب،مغول،ترک،تاتار بر وجدان و تفکر جمعی‌ و خواب و خیال و خاطره‌ی ما مردم این خراب‌آباد مستولی شده و سلامت عقل و اندیشه و امنیت عزم و اراده‌ی ملی‌مان را آسیب‌ جبران‌ناپذیر رسانده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.