Skip to main content
فهرست مقالات

حیف از آن عشقی که به پای تو ریختم: یک پرده گمشده از رومیو و جولیت ویلیام شکسپیر

نویسنده:

(2 صفحه - از 38 تا 39)

خلاصه ماشینی:

"بچه پولدار هم که هستی فقط(آه می‌کشد)&%00509ORAG005G% حیف از آن عشقی که به پای تو ریختم (به تصویر صفحه مراجعه شود) «یک پرده گمشدهاز رومیو و جولیتویلیام شکسپیر» حسین یعقوبی (شب. از گذشت زمانبی‌خبر است و بابت همین روی مچ دستش را گازمی‌گیرد تا ساعت را بفهمد اما فایده‌ای ندارد ناگهانصدایی به گوشش می‌رسد) جولیت(با اشتیاق):رومیو؟(صدای معو معویگربه‌ای اخم‌هایش را درهم می‌کند)آه رومیو... مرکوشیو:حالا هرچی؟ جولیت(چشمانش را تیز می‌کند): ببینم اون چیه دستت؟اون شیشه چی‌یه توش؟ مرکوشیو(دستپاچه): این هیچی-چیزه-نوشابه‌اس. مرکوشیو:حالا هرچی؟ جولیت(چشمانش را تیز می‌کند): ببینم اون چیه دستت؟اون شیشه چی‌یه توش؟ مرکوشیو(دستپاچه): این هیچی-چیزه-نوشابه‌اس. مرکوشیو(مصرانه):نه جدا من می‌خوام بدونماگه آخر این نمایش قبل از این‌که رومیو خودشو سربه نیست کنه بره پشت بوته‌های گل سرخ که... مرکوشیو(مصرانه):نه جدا من می‌خوام بدونماگه آخر این نمایش قبل از این‌که رومیو خودشو سربه نیست کنه بره پشت بوته‌های گل سرخ که... مرکوشیو:هر جوری دوست داری فکر کن اماراستش می‌دونی چرا آخر نمایش خودشو می‌کشه-باور کن بخاطر عشق تو نیست بخاطر حرف مردمه... مرکوشیو:هر جوری دوست داری فکر کن اماراستش می‌دونی چرا آخر نمایش خودشو می‌کشه-باور کن بخاطر عشق تو نیست بخاطر حرف مردمه... مرکوشیو:می‌خوای بدونی اگه عاشق منمی‌شدی بعد از این‌که خرم از پل گذشت ولتنمی‌کردم برم پی کارم؟ جولیت:این حرفای مزخرف چیه می‌زنی؟(باصدای بلند)آقای نمایشنامه‌نویس کی این بابارو تواین صحنه راه داده. مرکوشیو:می‌خوای بدونی اگه عاشق منمی‌شدی بعد از این‌که خرم از پل گذشت ولتنمی‌کردم برم پی کارم؟ جولیت:این حرفای مزخرف چیه می‌زنی؟(باصدای بلند)آقای نمایشنامه‌نویس کی این بابارو تواین صحنه راه داده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.