Skip to main content
فهرست مقالات

نوعی از هنر، نوعی از اندیشه: بررسی اجمالی زندگی، آثار و اعتقادات سیمون دوبووار: یقین های کاذب

نویسنده:

(2 صفحه - از 52 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : دوبووار، زن، سارتر، مادر، زندگی، رمان، نوشتن، آثار و اعتقادات سیمون دوبووار، اگزیستانسیالیسم، داستان

خلاصه ماشینی:

"همچنین خاله‌ها،عمه‌ها،عموها و دائیهایش برای او نقش آینه‌ای مهربان را بازی می‌کردند و دلواپسی‌هایشان بر این توهم دوبووار دامن می‌زد که‌ در مرکز جهان ایستاده است!تنها نگاه‌های سفت و سخت مادر دیندارش بود که می‌توانست زلالی این‌ روزها را اندکی گل‌آلود کند. دوبووار و سارتر اولگا را به دایرهء جادویی‌شان کشانده بودند و هر دو فریفته‌ روشنایی تابناک این زن جوانتر از خود بودند-اولگا که‌ با عشق و شور دلبسته هر دوی آنان بود،دایرهء جادویی‌ آنها را تبدیل به مثلثی غیر قابل تحمل کرده بود و دوبووار در این مثلث جهنی«نفرین دیگری»را برای‌ خود کشف کرد و این«نفرین دیگری»درونمایهء اساسی رمان«مهمان»شد. در این زمان که‌ سارتر را از او جدا کرده بودند و زندگی خودش نیز دچار آشوب شده بود برای نخستین معنای زیستن«زیر سلطهء حوادث»را فهمید و بدین ترتیب او پای بر دورانی‌ نهاد که خودش آن را«دوران اخلاقی در زندگی ادبی» می‌نامد. و هر آنچه پس از جنگ نوشت پاسخی بود به‌ درسی که از جنگ گرفته بود:«عدم قطعیت هولناک‌ و تهوع‌آور وضع اخلاقی»با اینکه اگزیستانسیالیسم‌ فلسفه بحران نامیده می‌شد اما هم دوبووار و هم سارتر منکر آن می‌شدند که اگزیستانسیالیسم ایجاد یأس‌ می‌کند. دوبووار در جلد سوم‌ زندگینامه‌اش،«اقتضای وضع»در 3691 می‌نویسد: «اگزیستانسیالیسم تعریفی از بشر است،امیدی که‌ اگزیستانیسالیسم از بشر دریغ می‌کند امید بیهودهء اتکا به هر چیز غیر از خویشتن است و تنها باید توسل به‌ ارادهء بشری جست. باید گفت‌ چرخشی بزرگ که در اندیشه دوبووار پدید آمد همین‌ روی گرداندن از این بینش سارتری و بازشناختن جدی‌ و غمگنانه،محدودهء تنگی بود که تاریخ برای آزادی‌ مقرر می‌کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.