Skip to main content
فهرست مقالات

رو در روی مه

نویسنده:

(2 صفحه - از 50 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : زن، امید، تخت، ترس، پلیس، مگه، کلید برق، آلبوم خالی، تخت خالی، الو

خلاصه ماشینی:

"زن سراسیمه از اتاق بیرون می‌رود در توالت را باز می‌کند؛کسی آنجا نیست. گلویش از شدت خشکی می‌سوزد؛قلبش‌ چنان می‌تپد که عنقریب است از سینه بیرون بزند؛در یخچال را باز می‌کند:بطری آب را برمی‌دارد و سر می‌کشد!آب از گوشه دهانش سرازیر می‌شود و بر گردن‌ و پیراهنش می‌ریزد بطری را روی میز می‌گذارد؛نفس‌ عمیقی می‌کشد و با پشت دست؛دهان و گردن را پاک‌ می‌کند: آخه تو این هوا کجا رفته؟اون هم این وقت شب!سابقه‌ نداره! از آشپزخانه بیرون می‌آید؛کلید در ورودی را می‌چرخاند در را آرام باز می‌کند و سرک می‌کشد؛تیرگی شب بر همه‌جا مستولی است. صدای باران کمتر شده اما هوا همچنان تاریک است. ؟ به سمت کمد می‌دود؛آن را باز می‌کند:لباس‌های امید نیست توی دلش خالی می‌شود؛زانوهایش سست‌ می‌شوند؛بی‌اختیار می‌نشیند: -خدای من باورم نمی‌شود!چه اتفاقی افتاده؟! پنجره را باز می‌کند و به ایوان می‌رود؛تمام شهر در مه‌ غلیظی محو شده! کشوی میز را می‌کشد و آلبومی از آن بیرون می‌آورد؛آن‌ را باز می‌کند؛آلبوم خالی است!!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.